بعد از آن جمع كنند كه آن « 2 » افيون خوب است . ظاهرا مدّعاى او آن است كه بعضى از صمغ « 3 » كه در ساق گياه هست آن هم بيرون آيد .
بغدادى گفته است كه قومى « 4 » پوست و برگ و سر خشخاش مىكوبند و مىفشارند و مىپزند تا غليظ مىشود و قرص مىسازند و اين بدترين اصناف است . و امّا ديسقوريدوس طريق استخراج افيون كه از عصاره باشد چنين مىآورد كه خشخاش و ورق افيون را بكوبند « 5 » و عصاره « 6 » استخراج كنند پس آن عصاره به روى سنگ صلايه بسايند تا چندان غليظ شود كه قرص توان كرد ، بعد از آن قرص سازند و گويند كه اين صنف افيون را سقونيون « 7 » گويند .
هامش
. ل و آ : + به
( 2 ) . ل و آ : اين
( 3 ) . ل و آ : صمغى
( 4 ) . ل و آ : + كه
( 5 ) . ل و آ : سر خشخاش و ورق او هر دو را بكوبند
( 6 ) . ل و آ : + را
( 7 ) . ل : سفونيون