مغص : دل پيچه ، پيچيدن ناف و برينش . ( تكملة الاصناف ، ج 2 ، ص 632 )
مكسر : المى است كه گويا آن موضع را مىشكنند . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 2 ، ص 111 )
ناسور شدن : زخمى كه به سختى درمان مىشود ، فيستول . ( اغراض الطّبيه ، ج 2 ، ص 354 ) .
نافض : منظور از آن تب سرد و تب لرزه است . از تبهاى با لرزه است كه آن را به تازى نافض گويند و رعده نيز گويند . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 2 ، ص 36 )
نخس : خلش ، خاراندن ، سيخونك . ( اغراض الطّبيه ، ج 2 ، ص 356 )
نزف دم از رحم : خونريزى از رحم .
نزلات حارّه : نزلههاى گرم .
نسيان : فراموشى ، از ياد رفتن آنچه در ياد داشتهاند و يا در ياد گيرند به سبب فساد قوّت ذكر يا فكر يا تخيّل . ( لغت نامهء دهخدا )
نفخ : آماسيدگى شكم از باد ( تكملة الاصناف ، ج 2 ، ص 737 )
نقرس : يكى از دردهاى مفاصل است و نشانهء اختصاصى آن ورم و درد است . ( مفتاح الطّب ، ص 331 )
وجع الورك : درد ناحيه سرين و كفل
وجع خاصره : درد تهيگاه .
وجع خصيتين : دردى كه در بيضهها مىپيچد .
وجع خوذه : دردى است در ناحيهء سر و صورت و در واقع كلّ سر انسان كه گويى در سر چيزى سنگينى مىكند و چيزى مانند كلاه خود بر روى سر انسان نهادهاند . در واقع خوذ همان خود و كلاه خود است .
وجع سپرز : درد طحال را گويند .
وجع : درد . ( تكملة الاصناف ، ج 1 ، ص 754 )
ورم كليه : برآمدن و آماسيدن كليه
هزال : لاغر گرديدن ( منتهى الارب )
يبس فم : خشكى دهان
يرقان : بيمارى زردى .
رساله افيونيه ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
ص٢٠٣