ديسقوريدوس گفته است كه فرق ميان او ورق قنا آن است « 1 » كه او رقيقتر از ورق قنا است و بوى ثقيل ناملايم دارد و بر بالاى شعب او اكليلى است كه در آن شكوفهء سفيد است و تخمى است مانند انيسون ، سفيدتر از انيسون و بيخ آن مجوّف است و در زمين غائر نيست .
حقير مىگويد : اين گياه را ( در حلب ) « 2 » در باغات او ديدهام زمانى « 3 » كه تخم كرده بود ، بالاى او از يك گز و نيم زياده نبود « 4 » .
صاحب اختيارات گويد كه روفس گويد : ورق او چون ورق يبروح است و زردى وى به غايت بود و بيخ او باريك بود و تخم او مانند نانخواه باشد به شكل ، نه به طعم ، و لعابى داشته باشد .
جالينوس گويد : تمام مردم مىدانند كه اين دوا در غايت تبريد است .
بغدادى گويد : در جميع اجزاى اين لزوجتى است و بارد است در درجهء رابع و يابس است در آخر درجهء ثانيه ، ما دام كه تر باشد الّا زمانى كه خشك بود يبوست در درجهء ثالثه « 5 » باشد .
صاحب اختيارات گويد ( كه طبيعت آن ) « 6 » سرد و خشك است در سوم « 7 » .
حنين گويد كه بارد يابس است تا درجهء رابعه و ديسقوريدوس گفته اين دوا از ادويهء قتّاله است و به واسطهء سردى كه دارد ضرر مىرساند ( و ) « 8 » گاه باشد كه با شراب صرف استعمال كنند « 9 » و منتفع شوند و بعضى كلّ آن نبات را پيش از آنكه تخم او خشك شود بيفشارند و عصاره در آفتاب خشك كنند و نفع آن بسيار است . ( اگر ) « 10 » در شيافات مسكّن اوجاع عين « 11 » ( واقع شود نفع دهد ) « 12 » . اگر به آن تضميد كنند تسكين دهد حمره را و نمله را و اگر اين
هامش
( 1 ) . ل و آ : ميان ورق او و ورق قنا فرق آن است
( 2 ) . ل و آ
( 3 ) . الف : محلى ؛ آ و ل : زمانى
( 4 ) . ل و آ : زياده شود
( 5 ) . ل و آ : - ما دام كه تر باشد الّا زمانى كه خشك بود يبوست در درجهء ثالثه
( 6 ) . ل و آ
( 7 ) . ل و آ : + يا چهارم
( 8 ) . ل و آ
( 9 ) . ل و آ : + براى دفع مضرت
( 10 ) . ل و آ
( 11 ) . الف : عين است
( 12 ) . ل و آ