درازى او كمتر از يك وجب باشد به شكل بوق سرنا « 1 » و او را ثمرهاى است مانند جوزى ( پوست از او خشن باشد ) « 2 » گويا كه خارناك است و در آن حبّى است مانند حبّى كه در ميان « 3 » لفاح « 4 » است و طعم او عذب است .
( بهاء الدّوله گفته كه جوز ماثل تخم نباتى است شبيه به نبات بادنجان و در هيأت و لون [ و ] بر هم چسبندگى همچون تخم بادنجان بود و غلاف او همچون غلاف بادنجان بود و در لون خشونت و ليكن تاتوره ، تمام تخمها بود مجتمع در درون همان غلاف و بادنجان را تخم درون بود و غلاف هريك سبز رنگ و غلاف تاتوره گرد بود و قوى و گل او در لون و هيأت همچون هيأت گل كدو بود ليكن اندكى سطبرتر و آنچه از هندى به سياهى گرايد بهتر بود .
بدان كه شيخ و صاحب تقويم گفتهاند كه حبّ جوز ماثل مانند حبّ اترج است و اين خلاف واقع است . آنچه سابقا گفته شد اصح است و ما پيشتر بعضى افعال و خواصّ اين تخم بيان كرديم اينجا نيز ذكر بعضى خواهيم كرد اگر چه منجر به اكثار يا تكرار شود ) « 5 » .
عيسى ابن على گفته كه طبيعت وى سرد است در چهارم و تر است « 6 » و تخدير او قوى « 7 » است از براى تارك افيون نفع او متوقّع است كه اگر خواهند كه از وقت افيون بگذرد اندكى بخورند و بيهوش شوند كه خيلى زمان بگذرد از وقت تقاضاى عادّى و گاه باشد كه به واسطهء آنكه از غم و المى فارغ شوند بخورند و بىهوش بيفتند « 8 » .
مير قاسم نور بخش بعد از آنكه بهاء الدّوله « 9 » پسر خودش را تحريك كرد كه بكشند و از آن پشيمان شد حبّ الشّفا « 10 » كه يك جزو او اين است مىخورد و بىهوش مىافتاد تا روز ديگر و
هامش
( 1 ) . ل و آ : + و يشبه افواه الابواق المساسه و هو فى يراعم طول حصر طويل المعاليق
( 2 ) . ل و آ
( 3 ) . در نسخهء الف در آن آمده كه از نسخهء ل و آ در ميان جايگزين شد : مصحح
( 4 ) . ل : تفاح
( 5 ) . ل و آ
( 6 ) . ل و آ : بدانكه عيسى ابن على گفته كه كيفيّت او در درجهء چهارم است و على بن زين مىگويد طبيعت آن سرد است در درجهء چهارم و تر بود .
( 7 ) . الف : اقوى
( 8 ) . ل و آ : نيفتند
( 9 ) . ج : مير دوله
( 10 ) . آ : حب العاله