( براى كسى كه او را افيون خورانيده باشند به مطبوخ دارچينى و عسل ) « 2 » .
و از براى مار گزيده حبّهاى در روغن دهند هرچند قى كند ، دگر بدهند تا آنكه قى ساكن شود و سم در بدن نماند و نشان اين آن است كه بيهوشى و خواب آرد و همچنين از براى كسى كه دواى قتّال خورده باشد . « 3 »
( و از براى افراط طمث به آب سماق ) « 4 » .
( و از براى حبس طمث به طبيخ عناب و مويز ) « 5 » .
( از براى نفخ به طبيخ اصل السّوس ) « 6 » .
و از براى دفع قولنج به طبيخ اصل السّوس .
هامش
. ل و آ
( 2 ) . ل و آ
( 3 ) . ل و آ : از براى مار گزيده حبّه در روغن و هرچند قى كند بدهند تا چندانكه ساكن شود قى و سم در بدن نماند و نشانه اين آن است كه بيهوش را خواب آمده و همچنين است هرگاه كه دواى قتال بخورد . براى ماده درد گرده ده روز با طبيخ سخاله و روغن كره
( 4 ) . ل و آ
( 5 ) . ل و آ
( 6 ) . ل و آ