فصل هفتم در طريق استعمال اين تركيب
در هر مرض به طريق خاص [ است ] .
هرگاه از آن المى در معده حادث شود فوتنج را با دارچينى بخايند و بعد از آن اين دوا را فرو برند مجملا اين دوا « 1 » تقويت روح و حرارت غريزى مىكند به واسطهء « 2 » آن دفع مرض مىكند خواه حارّ باشد و خواه بارد .
از براى صاحب سل يك حمّص از آن « 3 » با آب فاتر ، ناشتا در زمان سردى هوا يا برودت روز ، در زمان گرمى هوا « 4 » در هر سه روز يك بار با آب فاتر يا روغن بادام شيرين و نبات ، و در مزاج يابس حذر كنند البتّه .
و از براى صاحب صداع بارد يك حبّه از آن با آب مرزنجوش تسعيط كنند .
و همچنين صاحب لقوه تسعيط كند به حبّهاى از آن با آب مرزنجوش .
و از براى امراض حلق « 5 » يك حبّه از آن در دهان نگاه دارد و از براى سعال دو مثقال « 6 » .
و از براى تب بلغمى « 7 » مرزنجوش « 8 » بكوبند و آب آن بيفشارند « 9 » .
و از براى ضيق النفس و ربو به آب زيره و اصل السّوس .
و از براى درد سر و معده به آب يونجه كه به عربى آن را رطبه خوانند و اگر « 10 » آن دشوار يافت شود ، در طبيخ زيره .
و از براى وجع سپرز به سركه و گلاب و شراب « 11 » .
و از براى درد پهلوى راست به شراب اصول ، و از براى درد پهلوى چپ ، با آب حلتيث .
هامش
( 1 ) . ل و آ : ترياق
( 2 ) . ل و آ : به سبب
( 3 ) . ل و آ : حمصه
( 4 ) . ل و آ : يك حمصه به آب فاتر به ناشتا در زمان سردى هوا پانزده روز در زمان حرارت هوا
( 5 ) . ل و آ : و از امراض
( 6 ) . ل و آ : و از براى سعال و دو درم
( 7 ) . ل و آ : حديث بلغمى
( 8 ) . ل و آ : + را
( 9 ) . ل و آ : آب آن را بفشارند
( 10 ) . ل و آ : كه آن را به عربى رطبه گويند و
( 11 ) . ل و آ : و از براى سپرز به گلاب و سركه و به شراب