جانوران را نفع دهد و تقطير البول را سودمند آيد ؛ و به قول آدم - عليه السّلام - چون يك درم رازيانج را با يك درم قند هر روز سفوف سازند ، از ابتداى آفتاب كه به حمل آيد تا تحويل سرطان ، در سالى سه ماه گفته شد ، قطعا مريض نشود . بادها بشكند و تبهاى مزمن را سودمند آيد ؛ و شيح آن گرم است در دويم و خشك است در اوّل . سدّهء جگر و سپرز بگشايد و محلّل رياح بود ؛ و چون به آب سرد بياشامند ، در تبها غثيان و التهاب بعده ساكن كند و روشنايى چشم بيفزايد ؛ و شيح وى در معالجه از تخم و ورق وى اقوى بود و جهت تبهاى مزمن نافع بود و بادها بشكند و درد پهلو و درد سينه كه تولّد از سدّه كند يا رياحى غليظ ، نافع بود و مسخّن معده بود و رطوبات آن بزدايد ؛ و شربت از او يك مثقال تا دو مثقال است ؛ و مصدّع است ، و مصلحش صندل سفيد و كافور است ، و بدل آن تخم كرفس بود .
رازيانج رومى
: انيسون است ، و گفته شده .
راسن
: زنجبيل است . گرم و خشك است در دويم و گويند در سيوم .
ورمهاى سرد و عرق النّسا و درد مفاصل را كه از رطوبت باشد ، با روغن بپزند و بر آن طلا كنند ، سودمند آيد ؛ و اگر نقوع كرده خورند ، اخلاط غليظ لزج را از سينه و شش پاك كند و تقطير البول و سرفه و عسر النّفس را نفع دهد كه از سردى باشد ؛ و چون در طبيخ آن نشينند ، حيض براند . شربتى دو درم ، مصلحش سركه و گويند مصطكى و حماما و گويند خميرهء بنفشه ، و بدلش ايرسا است .
راتينج
: به پارسى صمغ صنوبر گويند . گرم و خشك است در دويم . مجفّف و محلّل بود و ريشها را به صلاح آرد و گوشت نو بروياند . مضرّ است به اعصاب ، و مصلحش موم روغن به آب حىّ العالم ، و بدل آن علك البطم و قنّه است .
رجله
: « 1 » بقله الحمقاء است ، و گفته شد .
رمّان حلو
: به پارسى انار شيرين گويند . سرد و تر است در آخر درجهء اوّل ، و گويند مايل است به گرمى . حلق و سينه را نرم دارد و معده را جلا دهد و خفقان را سودمند آيد و بول براند و نعوظ آرد ؛ و چون آبش در شيشه كرده ، در آفتاب نهند تا غليظ شود ، پس در چشم كشند ، روشنى بيفزايد ؛ و دانهء وى نفخ و رياح معده پيدا كند ، و مصلحش انار ترش است .
هامش
( 1 ) . در وجه آن به بقله الحمقاء ( گياه خوراكى نادان ) گفتهاند كه به خاطر اين است كه بذر آن به طور خودرو و بدون كشت ، در مسير و راه مردم قرار مىگيرد ؛ و همچنين در وجه تسميهء آن به رجله ( پا ) گفتهاند كه به خاطر واقعهاى است كه از رسول خدا ( ص ) حكايت شده و آن حكايت اين است كه روزى در يكى از غزوات ، سربازان پيامبر ( ص ) از شدّت گرما و سوزش پاهايش به حضرت ( ص ) شكايت كردند . حضرت ( ص ) براى آنان دعا فرمود .
پس از آن اين گياه رويش يافت و بر سر راه آنان قرار گرفت و موجب تسكين سوزش پاهايشان شد . ( غسانى ؛ به نقل از : تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى 1 / 82 حاشيه )