تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

دهن الحل

: به پارسى روغن كنجد و به هندوى ميهته تيل خوانند . گرم است در اوّل ، و تر است در آخر اوّل . شقاق و قوبا را نفع دهد و خارش اعضا را كه از بلغم مالح بود ، دفع كند ؛ و خشونت حلق و سينه و ضيق النّفس را سودمند آيد .

دهن البلسان

: به پارسى روغن بلسان گويند . از درخت بلسان گيرند ، به اين نوع كه زير برگش را به نشتر شكافته ، در برابر هر شكافى شيشه آويزند تا روغن كه از او ترشّح كند ، در آن شيشه‌ها رود ؛ و علامت روغن بلسان آن است كه چون بر صوف ريزند و بشويند ، هيچ اثر نماند و اگر بر صوف اثر بماند ، مغشوش باشد ؛ و چون در آب حلّ كنند مثل شير سفيد گردد ؛ و اگر بر شير چكانند ، شير ببندد ؛ و طبعش گرم و خشك است در دويم ، و گويند در سيوم . چون در چشم كشند ، نزول آب را نفع دهد ؛ و چون زن به موم و روغن گل بردارد ، بچه بيندازد و مشيمه بيرون آرد و سردى رحم را سودمند آيد ؛ و چون بياشامند ، دفع سموم كند و بول براند و عسر البول را نفع دهد ؛ و چون به آبى كه نان خواه در او جوشانيده باشند ، ميل نمايند ، سنگ گرده و مثانه بريزاند و رعشهء مزمن را سودمند آيد ؛ و شربتى از او يك دانگ و دو دانگ است ؛ و بدلش روغن گاوى بود كه در او مرّ پخته باشند .

ديك

: به پارسى خروس گويند . گرم و خشك است در اوّل . چون به شبت و بسفايج و پياز پزند و صاف كرده ، ميل فرمايند ، رعشه و درد مفاصل را نفع دهد و قولنج بگشايد ؛ و مرق او پير را سود دهد ؛ و اگر با خسك دانه خورند ، مسهل بلغم بود ؛ و چون با چيزهاى قابض پزند ، سحج را نافع بود ؛ و چون با شير پزند ، قرحهء مثانه را مفيد آيد ؛ و پوستى كه در اندرون سنگدانهء وى باشد ، آن را خشك كنند و سحق نمايند و با شراب بياشامند ، وجع معده را نيكو بود ؛ و گويند اگر با نبات سفوف كرده ، خورند ، همين عمل كند .

حرف الذّال

ذباب

: به پارسى مگس و به تركى شين و به هندوى ماكهى گويند . چون بر گزيدگى زنبور بمالند ، سودمند آيد و اگر بر گزيدگى عقرب چند بار مالند ،