تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

بخور ديگر

: سبوس گندم را به سركه جوشانيده ، سر را بر بخار آن دارند .

برشعثا

: دفع سرعت انزال و زكام و نزلهء سرد را مفيد بود و قولنج را نفع دهد . صفت آن : فلفل ابيض و بذر البنج از هريك بيست مثقال ، افيون ده مثقال ، زعفران پنج مثقال ، و عاقرقرحا و فرفيون از هريك پنج مثقال ، همه را كوفته و بيخته ، به دو چندان عسل كف گرفته بسرشند ، مقدار نخودى فروبرند .

حرف التّاء

ترياق ثمانيه

: گزيدگى جميع جانوران كه وحشت خو گرفته باشند ، سودمند آيد و سعال و عسر النفس را نفع دهد و درد معده و سينه را دفع كند . صفت آن : زراوند طويل و ريوند چينى و پوست بيخ كبر و حب الغار و مرّ مكّى و قسط تلخ و جنطيانا و عروق صباغين يا زردچوبه از هريك هشت مثقال ، همه را بكوبند و ببيزند و به دو چندان عسل كف گرفته سرشته ، از هريك مثقال تا دو مثقال گلوله كرده ، فروبرند .

ترياق اربعه

: درد معده و سرفه را و بلغم را نفع دهد و دوار و سدر را دفع كند . صفت آن : جنطياناى رومى و حبّ الغار و مرّ مكّى و زراوند طويل از هريك چهار مثقال ، همه را كوفته و بيخته به دو چندان عسل كف گرفته سرشته ، از يك مثقال تا دو مثقال گلوله كرده ، فروبرند ، نافع آيد .

حرف الجيم

جلنجبين

: گلنجبين است . خدر و فالج را مفيد بود و تشنّج و تمدّد بلغمى را سودمند آيد و سوء القنيه و استسقا را نفع دهد . صفت آن : برگ گل سرخ كوفته و بيخته يا قيمه كرده يك من ، عسل كف گرفته به قوام آورده چهار من ، به هم آميزند و چهل روز در آفتاب نهند .

جوارش خبث الحديد

: گوارش خبث الحديد است . استرخاى معده را سودمند آيد و رنگ روى را صاف كند و باه را برانگيزاند و بواسير را نفع دهد و سرعت انزال را دفع كند . صفت آن : خبث الحديد پانزده روز يا شانزده