تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

حرف السّين

سالج

: گويند برگ قرنفل است ، و گويند برگ دارچينى است كه دارچينى پوست اوست ، و كبابه ثمرهء اوست ، و اين هر دو غلط است ؛ آنچه پيش اين احقر محقّق شده ، برگ درخت صندل است ، و به هندوى آن را پينج خوانند . طبيعتش گرم است در سيوم و خشك است در دويم . معده و جگر و دماغ را قوّت دهد و بوى دهان را خوش كند و فربه آرد و حيض و شير براند و خفقان را سودمند آيد و بوى بغل زايل گرداند ؛ و شربت دو مثقال است ؛ و مضرّ است به شش ، و مصلحش مصطكى است .

ساج

: به هندوى سال گويند ، و آن درختى است در هند به غايت بزرگ و صلب و رنگش مايل است به سياهى . طبيعتش سرد و خشك است در دويم . چون بسوزند و سه شبانه‌روز در چندان آب ماميثا كه از بالايش بگذرد ، گذاشته ، در سايه خشك سازند ، پس كوفته و بيخته ، در چشم كشند ، باصره را قوّت دهد و ورم اجفان را دفع كند .

ساق البقر

: به پارسى پاچهء گاو خوانند . چون بسوزند و كوفته و بيخته ، ميل كنند ، اسهال دموى را نفع دهد و نفث الدّم را دفع كند ؛ و شربتى از او يك مثقال است .

سپستان

: به هندوى سوده گويند . « 1 » طبعش معتدل است ، و گويند سرد و تر است در اوّل . سرفه را كه از گرمى و خشكى بود ، نفع دهد و خشونت حلق و سينه را دفع كند و شكم براند و تشنگى فرونشاند و تب‌هاى دموى و صفراوى را سودمند آيد ؛ و مقدار مأخوذ از او سى عدد است ؛ و مضرّ است به جگر ، و مصلحش عنّاب است .

سدر

: به پارسى كنار و به هندوى بير خوانند . بهترينش آن است كه برگ او سبز و پهن بود ؛ طبيعتش گرم و خشك است در اوّل . چون صمغش را در آب حلّ كرده ، بر سر ريزند ، جزام ببرد ؛ و مضرّ است به سر ، و مصلحش كتيره است ؛ و شربت از او دو درم تا سه درم است .

سداب

: بهترينش سبز بوستانى و تيزبوى بود . گرم و خشك است در دويم ، و گويند در سيوم . كلف و بهق را نفع دهد و ثآليل را زايل گرداند و بوى سير و پياز را از دهان ببرد و سلعه و خنازير را سودمند آيد و عرق النّسا و
هامش
( 1 ) . سپستان ، سپستان ، سجبستان ، سگ‌پستان ، أطباء الكلبه ، كه داراى ميوه‌اى شبيه به عنّاب است و آن را به هندى « لسوده » گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 167 )