و سبب واقع فى الوسط شدت احتياج بود .
و سبب مرتعش وفور قوت و يبس و صلابت آلت و شدت حاجت بود زياده از آنچه در ذى القرعتين و غزالى است و كوشش طبع يا غلبهء علت به ارتعاد منجر گشته .
و سبب ملتوى همين است . ليكن در ملتوى آلت چون متشنج بود در حركت بر تواند آمدن و بر خود پيچد .
و سبب موجى ضعف قوت بود كه تمام رگ به يك بار انبساط نتواند كردن ، جزء جزء را در تحت انگشتان مىجنباند .
و گاه بود كه قوت سخت ضعيف نباشد ليكن اجزاى شريان به سبب غايت نرمى اندكاندك بر يكديگر تقدم كند در حركت و شهوق .
و سبب منشارى اختلاف اجزاى عرق بود در صلابت و لين و يا اختلاف اجزاى رطوبتى كه در عرق است به عفونت و نضج ، چنانچه اجزاى عفن و پخته به ملمس نرم نمايد و غير عفن و خام سخت نمايد و يا ورمى باشد در اجزاى عصبانيه كه ليف عصبانى كه بر عرق پوشيده است به سبب آن تمددى پيدا كند و اجزاى آن مختلف نمايد به ملمس .
و سبب دودى و نملى غايت ضعف قوت باشد كه هر جزوى به وضعى جنبد .
و سبب ردى الوزن آنجا كه نقصان در زمان سكون باشد ، زيادتى حاجت بود و آنجا كه قصور در زمان حركت بود ، ضعف قوت باشد و يا عدم حاجت .
و چون اين دلايل به وضوح پيوست ببايد دانست كه نبض لايق صبيان سريع متواتر و معتدل در عظم بود و لين و اين جهت كثرت حاجت ايشان ترويح را به سبب غلبه بخار دخانى كه از پيوستگى هضم اغذيه مختلفه متواليه در بدن ايشان پديد مىآيد و جهت توسط قوت و غلبهء رطوبت .
و نبض لايق جوانان عظيم و قوى بود و معتدل در لين و صلابت و سرعت و بطوء و مايل به متفاوت جهت وفور قوت و كثرت حاجت و رسيدگى اندامها و اعتدال رطوبات .
و نبض لايق كهول متفاوت بود و مايل به صغر و بطوء نسبت با نبض جوان جهت ضعف فى الجمله و قلت حاجت بهواسطه برد لازم .
و نبض لايق پيران صغير متفاوت بطى بود جهت غايت ضعف ذاتى و قلت حاجت .
و باشد كه به سبب غلبه رطوبات غريبه لين نيز باشد و آن هنگام بىاختلاف نباشد .
و نبض لايق مردان به غايت قوى و عظيم بود و بطى و متفاوت ، جهت وفور قوت و حاجت به سبب گرمى مزاج و بىشك به تتميم عظم و قوت كامل را درنگى نيكو مطلوب بود .
و نبض لايق زنان در جمله اين احوال انزل بود به جهت تنزل ايشان در جمله اسباب نسبت با مردان . و بىشك به سرعت و تواتر تدارك عظم كند .
و نبض لايق خنثى مشكل متوسط بود ميان نبض مردان و زنان و از اندك اختلافى بايد كه خالى نباشد .
و نبض لايق صحيح گرممزاج قوى بود جهت وفور قوت و حاجت و اگر با مطاوعت آلت باشد عظيم نيز گردد .
و نبض لايق صحيح سردمزاج صغير بود يا بطى يا متفاوت جهت قلت قوت و حاجت .
و نبض لايق صحيح ترمزاج عريض بود يا موجى جهت غايت لين آلت و ضعف قوت فى الجمله .
و نبض لايق صحيح خشكمزاج دقيق بود و صلب جهت قوت و يبس آلت و قلت رطوبت .
و نبض لايق باقى امزجه صحيحه مركبه بعد از
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 68
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٦٨