تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
هفتم و بعد از دوم موقوف بايد داشت و شيرينى اگر چه ممد بروز است ليكن چون ممد ماده است به تخصيص ترنگبين نشايد داد . و طريق علاجى كه بر محصوبان تجربه كرده‌ايم و بىخطر بوده آن است كه در اوايل فصد و يا تقليل دم فرموده‌ايم و بعد از آن جهت تسكين و تقويت كشكاب ساده سرد كرده و آش جو كه اندر آن عناب و اندكى گشنيز سبز جوشيده باشد داده‌ايم و آن را كه از اين غذا نفرت شده باشد ابرنج اندر آب جوشيده جو پخته داده‌ايم و با آب سرد و به آب عناب جوشيده و اندك يخ و شفتالو تسكين حرارت كرده و گاهى آب آلو جهت تسكين صفرا با آب عناب خلط كرده‌ايم و گاهى كه دهن سخت خشكى كرده هندوانه سرد كردهء شيرين داده‌ايم و اگر شكم نرم بوده منع عمل نموده‌ايم و آلو و هندوانه نداده‌ايم و آن هنگام غذا ماش برنج اندر آب جو پخته فرموده‌ايم خصوصا بعد بروز حصبه و بدين ترتيب و تدبير هيچ محصوبى را خطايى نرسيده و بسيار از حصبه‌هاى بد بدين صحت يافته . و آنجا كه بروز دير مىشود و ناقص و يا متراجع است و طبيعت را به يارى دادن احتياج است بايد كه تن او را به جامه پوشيده دارند و جرعه جرعه آب سرد مىدهند و اگر قوت داشته باشد كه قدرى آب گرم ساعتى در شيب جامهء او دارند تا بخار آن تن او را نرم و مسام او را گشاده سازد ، صواب بود . و انجير چند در آب عناب جوشيده آب دادن هم ممد بروز بود و اگر قبل از بروز طبع نرم باشد و منع بروز كند و يا بيم حدوث اسهال باشد مزيدن بهى ترش و رب آن و مزيدن ناردان و زرشك موافق بود قبل از غذا . و بسيار را ديدم كه در يخ و ترشى مبالغه كردند و حصبه به خير گذشت اما گرانى در زبان و يا در گوش پيدا كردند و بر آن ماندند . و آنجا كه گرانى سر و صداع و يا بىهوشى و غفلت بسيار شود و امتلاى دم باشد و فصد نشده باشد و حصبه نيز هنوز بروز نكرده اگر ممكن بود تقليل دم و نيز غير از آن هيچ تدبيرى مفيد نيايد و اگر امتلاى دم نباشد و يا فصد در اوايل شده باشد ماده را از دماغ باز بايد داشت به حقنه و شياف مناسب و به پاشويه و بويانيدن كافور و لخلخه‌هاى خنك و ماليدن تيزاب بر كف‌هاى پاى يا دست او و بعد بروز آن را كه ضعفى باشد و غذاى قوى تر خواهد جوجهء مرغ يا جوجهء خروس بايد داد پخته يا كباب كرده . حكايت : پاييزى اندر رى هوا مولد حصبه شد در اطفال و كودكان و چنان بود كه سرفهء سخت و تململى پيدا مىكردند و بعد يك روز تب مطبقه قوى پديد مىآمد و به وقت شب هنگام سرفه و تب بيشتر مىشد و اكثر را آوازى كوفته بود و روز پنجم حصبهء سرخ بر تمام بدن ظاهر مىشد و چنان تجربه شد كه انجير جهت سرفه مىدادند نافع بود و بروز حصبهء را نيز مدد مىكرد و ترشىها مضر بود هم سرفه را و هم تب را و غذاى نافع بعضى را شورباى برنج بود و گوشت گوسفند اندر آن جوشيده و بعضى را حليم گندم گوشت اندر آن جوشيده و بعضى را آش جو ساده و بعضى را يوغان برنج و بعضى را ماش برنج و ديگر چربىها و ترشىها و سردىها و شيرينىها هيچ نمىدادند و بعضى كودكان معتاد ميوه را انار ملسى اندكى مىدادند و بدين نوع تدبير جمله صحت يافتند اكثر در هفت روز و در يازده بحران تام به عرق بود و چون مرض هوايى و ضعيف بوده ، حاجت به تنقيح نمىشد و بيشتر احتياج به تنقيه كودكان سخت مرطوب و مردم رسيده را باشد جهت قوت سبب به تخصيص كه تدابير اكل و اشرب ايشان بد