و مسام را مسدود و اخلاط را خام مىسازد و نضج را بازپس مىافكند و از اين وجوه مضرت آن بيشتر از منفعتش باشد و همچنين هواى گرم لطايف هواى بارده را تحليل مىكند و كثايف مىماند و مرض مزمن مىشود و فلهذا اين كلمه بقراط تمثيلى بود : خالى از قوانين تدابير و ضرورت تعديلات و بر هواى گرم ساخته و سرد ساخته حمل آن نيكو آيد .
و عاقل را از جمله اين بيانات روشن شود كه هر حال كه بدنى را دست دهد طبيعى و ناطبيعى چون در وقتى لايق آن ظهور يابد نيكو و اميدوار باشد و هرگاه در وقتى نالايق ظهور يابد هيچ اميد خير بدان نبايد داشتن و احتياط تام در آن مىبايد كردن .
و از اينجاست كه هرگاه اعراض بحارين و علامات حركت اخلاط و اشتغال امراض در اوايل شب كه محل سكون و قرار مواد و حواس است ظهور مىيابد آن را به غايت مستكره داشتهاند و به تجربه نيز واضح شده كه اكثر آنها را عاقبت نيك نباشد .
و چون در اوايل روز مىافتد كه محل حركت اخلاط و آگاهى حواس است آن را نيكو داشتهاند .
و تسكينات برعكس اين بود و در اواسط شب و روز ميانه باشد و در فصول هم بر اين قياس احكام بايد نمودن چنانچه بهار و صيف را محل حركت اخلاط بايد دانستن و شتا و خريف را محل تسكين و اللّه اعلم بالصواب .
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 220
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٢٢٠