نبض است و در بلغمى رطوبت بينى و سفيدى بول
رباعيّه
رباعيّه
چون بوى بد از دهان انسان آيد * از همدميش خلق هراسان آيد
از خوردن مسهلى كه خلط غالب * اخراج كند علاج آسان آيد
و بعد از اخراج خلط غالب حب المسك را صبح و شام در دهان كيرد و آب آن را فروبرد
صفت حب المسك
صفت حب المسك كبابه و سنبل و پوست ترنج و خولنجان از هريك مثقالى قرنفل و سعد و دارچينى و قرفه از هريك دو مثقال زنجبيل يك مثقال و نيم مشك سه دانك همه را كوفته و پخته هفت مثقال آب بهى و پنج مثقال كلاب كه دو مثقال صمغ عربى را در آن حل كرده باشند بسرشند و حبها ساخته هريك مقدار نخودى و در سايه نكاه دارند
نوع ديگر صفت حب المسك
نوع ديكر حب المسك نزديك باعتدال مخترع و مجرب مؤلف صفت آن مصطكى پنج مثقال نبات هفتاد مثقال مشك نيم مثقال همه را كوفته و پخته بآبى كه يك مثقال كتيراء سفيد كوفته و پخته در او حل كرده باشند بسرشند و حبها كرده در سايه خشك سازند
علاج امراض دندان وجع السن
علاج امراض دندان وجع السن يعنى درد دندان چون از كرمى بود علامتش راحت يافتن از آب سرد است