هليله سياه نيمكوفته و پوست هليله زرد و پوست هليله كابلى از هريك چهار درم بنفشه و كل سرخ و تخم كرفس و تخم كاسنى نيمكوفته از هريك دو درم عناب و سپستان از هريك بيست عدد تمر هندى و آلوى بخارا از هريك پانزده درم همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه كمتر آيد صاف كنند و بيست مثقال شيرخشت در آب آن حل كرده صاف نموده نيمكرم رغبت نمايند و غذا آب نخود نيمكوفته ماش مقشر و مرغ جوان و كشنيز تر كنند
علاج امراض لب تشقق الشفه
علاج امراض لب تشقق الشفه يعنى شق شدن لب چون از صفراء بود علامتش تلخى دهان و خشكى لب و درشتى زبان است
رباعيه
اى آنكه شقاق بر لبت ظاهر شد * بايد بعلاج ترا حاضر شد
كر ماده صفرا بود از مسهل آن * بر دفع چنين مرض توان قادر شد
در آنچه شقاق لب را زيان دارد و مرهم ان رباعيه
هركس كه تشقق لبش آزارد * هر خوردنى خشك زيانش دارد
بايد كه ز پيه مرغ و اسفيده روى * مرهم كند و بر لب خود بكذارد
ورم الشفه
ورم الشفه يعنى آماس لب