بموئينه بيز كذرانيده اضافه نموده به آب باديان خمير كنند و حبها ساخته فروبرند
ضيق الحدقه
ضيق الحدقه يعنى شك شدن ثقبه عنبيه چون از غلبه رطوبت بود علامتش رطوبت بينى و عدم ظهور ركهاى چشم است رباعيه
ضيق الحدقه اكر شود عارض مرد * كويم كه چه چيز باشد آن را در خورد
كر غير رطوبت نبود باعث آن * رفعش بشياف زعفران بايد كرد
صفت شياف زعفران زعفران و زنگار از هريك درمى ماميثا و كل سرخ و صبر سقوطرى و مرمكى و نشاسته و صمغ عربى از هريك درمى و نيم همه را بكوبند و بهبيزند و بآبى كه دو درم اشق در او حل كرده باشند بسرشند و شافها كنند
خيالات
خيالات كه نمودن چيزها است مثل مكس و پشه در پيش چشم چون از بخار معده باشد علامتش زياده شدن از امتلاء معده و قصور هضم است رباعيه چشمى كه خيالات قرينش باشد صد آفت و فتنه در كمينش باشد هركه كه بخار معده باشد سببش مسهل بطلب دوا همينش باشد
صفت مسهلى
صفت مسهلى كه معده را از اخلاط مختلفه پاك كند صبر سقوطرى