همه را كوفته و پخته صلايه كنند تا همچو غبار شود
رمد
رمد يعنى درد چشم رباعيّه
چون از رمد تو بكذرد روزى چند * تا آهوى صحتت درآيد بكمند
جشمخام و نبات مصرى و ماميران بايد * جو غبار كرد و در چشم فكند
صفت ادويه مذكوره جشمخام مقشر دو مثقال نبات مصرى و ماميران چينى يا انزروت كه يك شبانه روز در شير خر گذاشته باشند و در سايه خشك كرده از هريك مثقالى همه را كوفته و پخته صلايه كنند تا همچو غبار شود
طرفه
طرفه كه نقطه سرخ يا كبود بود بر سفيدى چشم رباعيّه
در چشم تو اى كه طرفه ظاهر باشد * زين نقطه تو را غبار خاطر باشد
چون ديده خود بدود كندر دارى * كر دفع نكردد از تو نادر باشد
ظفره
ظفره يعنى ناخنه رباعيّه
در چشم تو ناخنه چو پيدا باشد * از بهر تو تشويش مهيّا باشد
چيزى كه در اين مرض بود فايدهمند * نزديك حكيم روشيانا باشد
صفت روشيانا
صفت روشيانا مس سوخته و شاونج مغسول از هريك دو درم فلفل و دارفلفل و زعفران و شحم حنظل از هريك ربع درم زنگار و صبر سقوطرى و بوره ارمنى از هريك