بر موضع آن بقول اهل تنبيه
سرطان
سرطان كه آماسى بود كرد شكل مايل بسبزى و تيركى و حوالى آن را ركهاى ممتلى بود برخواسته
رباعيه
رنج سرطان كسى كه پيدا كرده * اندوه و غمش بجان و دل جا كرده
دفعش نتوان ولى مساوى نبود * در تنقيه سعى كرده و ناكرده
فايده تنقيه منع وى از ترايد است
جذام
جذام كه آن را سرطان جميع اعضاء گويند
علامتش
علامتش سرخى رنك مائل بسياهى و تيركى و تنكى نفس و كرفتكى آواز و بسيارى عطسه و بسته شدن منفذ بينى و ظهور غدها در اعضا است رباعيه
آن را كه بود رنج جذام از كه و مه * باشد غرضش كاز اين مرض كردد به
باشد چو علامت فزونى ز دمش * بكشاى رك و طبيخ افتيمون ده
صفت طبيخ افتيمون
صفت طبيخ افتيمون سنامكى خاصه هفت درم پوست هليله كابلى پنج درم بسفايج نيمكوفته و بنفشه و باديان و پرسياوشان و تخم كاسنى نيمكوفته از هريك دو مثقال عناب و سپستان از هريك بيست عدد آلوى بخارا پنج عدد همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه كمتر آيد صاف كنند و پنج درم افتيمون در خربطه كرده در آب آن بمالند تا مزه خود را باز دهد