تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
انكشت پاى حدوث اين علت بيشتر از ماده حاده رقيقه است

رباعيه

سازم بعلاج نقرست راه نمون * باشد كه ازين ورطه برى راه برون فى مىكن درك مىزن و مسهل مىخور * كر ماده صفرا بود و بلغم و خون

داء الفيل

داء الفيل يعنى بيمارى كه ساق پاى چون پاى فيل بزرك كردد

علامتش

علامتش در سوداوى جراحت است و در بلغمى عدم آن رباعيه
اى كشته ز داء فيل جانت محزون * هر دم غلظ پاى تو كردد افزون خون از تن خود بفصد بيرون مىكن * وز خلط غليظ پاك مىساز درون

دوالى

دوالى يعنى علتى كه ركهاى ساق پاى قوى كردد و به روى كره كره ظاهر شود چون از خون سوداوى باشد علامتش سرخى رنك مايل بسياهى است و چون از خون بلغمى بود سفيدى رنك مائل بسرخى

رباعيه

كردد چو دل تو از دوالى محزون * زان پس كه رهى بفصد از كثرت خون كاهى بقى و كه بطريق اسهال * مىكن ز بدن بلغم و صفرا بيرون
علاج

علاج تبها حمى يوم و سونوخس

تبها حمى يوم و سونوخس يعنى تب يكروزه و تبى كه از غليان خون باشد

علامت حمى يوم

علامت حمى يوم كه از غم حادث كردد