تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كه دشوار زايد

رباعيه

كيرد چو بدست چپ زن ابستن * سنكى كه بخاصيت ربايد آهن نزديك به وضع حمل اكر باشد زود * فرزند بيايد و رهد زن ز حزن

علاج امراض در پشت و سردن و دست و پاى

علاج امراضى كه در پشت و سردن و دست و پاى حادث كردد حدبه كه صاحبش را غك خوانند چون از رطوبت مزلقه سست‌كننده بود علامتش كرانى اعضاء و سردى موضع علت است

رباعيه

اى از حدبه قد تو خم همچو كمان * بر پشت تو قبصه از ورم كشته عيان مىكن قصب الرزيره هر روز طلا * تاثير مداواى تو آيد بنشان
قصب الرزيره فى است باريك شبيه به چوب كنجد و كيفت طلاء كردنش آنست كه بكوبند و به‌بيزند و بعسل سرشته نيمكرم طلاء كنند

وجع الظّهر

وجع الظّهر يعنى درد پشت چون از بلغم باشد علامتش سردى ملمس و انتفاع به حركت است و چون از بار كران برداشتن بود علامتش تقدم سبب

رباعيه

از بلغم اكر شد وجع الظهر عيان * بايد كه دهى عليل را مسهل آن باشد چو ز برداشتن بار كران * ماليدن روغن كلش نافع دان

صفت روغن كل

صفت روغن كل در قرحة القضيب
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 103 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي