كه دشوار زايد
رباعيه
كيرد چو بدست چپ زن ابستن * سنكى كه بخاصيت ربايد آهن
نزديك به وضع حمل اكر باشد زود * فرزند بيايد و رهد زن ز حزن
علاج امراض در پشت و سردن و دست و پاى
علاج امراضى كه در پشت و سردن و دست و پاى حادث كردد حدبه كه صاحبش را غك خوانند چون از رطوبت مزلقه سستكننده بود علامتش كرانى اعضاء و سردى موضع علت است
رباعيه
اى از حدبه قد تو خم همچو كمان * بر پشت تو قبصه از ورم كشته عيان
مىكن قصب الرزيره هر روز طلا * تاثير مداواى تو آيد بنشان
قصب الرزيره فى است باريك شبيه به چوب كنجد و كيفت طلاء كردنش آنست كه بكوبند و بهبيزند و بعسل سرشته نيمكرم طلاء كنند
وجع الظّهر
وجع الظّهر يعنى درد پشت چون از بلغم باشد علامتش سردى ملمس و انتفاع به حركت است و چون از بار كران برداشتن بود علامتش تقدم سبب
رباعيه
از بلغم اكر شد وجع الظهر عيان * بايد كه دهى عليل را مسهل آن
باشد چو ز برداشتن بار كران * ماليدن روغن كلش نافع دان
صفت روغن كل
صفت روغن كل در قرحة القضيب