منى در زهدان * رنجى كه ز خود رود بهر چند از آن
او را ز پى جماع در بيكه و كاه * مردى بايد قوى و پرزور و جوان
نفخة الرّحم
نفخة الرّحم يعنى باد زهدان علامتش درد زير ناف و متضرر شدن از چيزهاى بادانكيز چون باقلا و لوبيا و نفع يافتن از چيزهاى بادشكن چون باديان و انيسونست
رباعيه
از باد رحم چو مضطرب كردد زن * ز انسان كه ز كرد باد نسرين و سمن
بايد كه به شكل غنچه ترتيب كند * پرزى كه بود چو باديان باد شكن
صفت پرزى
صفت پرزى كه باد رحم را بشكند باديان و انيسون و تخم كرفس و سداب و سعتر بالسويه كوفته و پخته بعسل سرشند و پرزها ساخته يكيك را بردارند
حكة الرّحم
حكة الرّحم يعنى خاريدن رحم چون از صفراء بود علامتش كرمى رحم با ساير علامات غلبه صفرا است
رباعيه
هر كه كه ز بسيارى صفرا در تن * خارد رحم زن بنكر قوت زن
وانكاه به قدر قوتش مسهل ده * تا باز رهد دلش به صحت ز حزن
بواسير الرّحم
بواسير الرّحم كه دانه چند بود بر كناره زهدان
رباعيه
كردد چو بواسير رحم عارض زن * دردم پى فصد او طلب نشتر زن
وانكه