تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

صفت مرهم مذكور

صفت مرهم مذكور موم كافورى يك مثقال و نيم در هفت مثقال روغن كل كه صفتش در قرحة الحلق دانسته شد و سه مثقال آب سركه حل كنند و حب الرمان مقلو يعنى دانه انار بريان كرده و مرتك يعنى مردار سنك از هريك چهار مثقال كوفته و پخته اضافه نمايند و صلايه كنند تا مرهم شود

معظمات ذكر

معظمات ذكر يعنى چيزهائى كه ذكر را بزرك كند

رباعيه

چون زفت نهى بر ذكر از بهر عظم * كردد عظمش پديد بىرنج و الم ور زفت ميسر نشود بهر طلا * مىجوى علق را و خراطين را هم
طريق طلا كردن زفت بر ذكر آنست كه زفت را به قدر حاجت بكيرند و بكارد كرم كرده بر روى كرباس آب نارسيده تنك سازند و نيمكرم طلاء كنند و بكذارند كه سرد شود و بجسفد پس بعنف بردارند و باز نيمكرم طلا كنند همچنين هر روز ده نوبت طلا كنند و بردارند تا عظم پيدا كند و طريق طلا كردن علق كه زلو و شلوك نيز كويند و خراطين كه كرمى سرخ و دراز است كه در ميان كل مىباشد آنكه به آب پاك بشويند و در سايه خشك كرده بكوبند و به‌بيزند و بروغن كنجد سرشته صبح و شام طلا كنند

علاج امراضى كه خاصّ زنانست

علاج امراضى كه خاصّ
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 96 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي