عاقرقرحا بيخ * از هر دو سوخته ادويه كوفته و با زيبق مقتول جمع كرده بقطران لت كنند و در ظرفى برمىدراز كنندو طبقى بر سران بنهند از سقال و در بثورى نهند كه شب گرم كرده باشند يك شب بگذارند و صباح بدر آرند و بگذارند تا سرد شود پس ادويه بيرون كنند و آن مانند زغال و فحم شده باشد اگر نشده باشد عمل اعاده كنند بعد از آن سحق كنند و باربع آن يك بياميزند و مجموع بروغن كل جرب كنند و به سركه تر كنند بعد از آن عضو را طلا كنند و بگذارند تا خشك شود بعد از آن عضوى ديگر را و همچنين تا تمام شود و هر چند صبر كنند و يك بار بمالند بهتر بود حقير گويد ملاحظه كن كه چون از ديگر دواهاى اين مرض سوداوى اثرى نيافتند در تحليل ماده آن بزيبق * شدند و چون زيبق مستشعر ضرر بود ادويه مصلحه داخل كردند در آتشك و ادويه او نيز همين شيوه ملوك شده است و اتفاقاً مجموع اهل خبرت و تجربه بر آن اتفاق كردهاند قدتم الرسالة على يد ابن اخ
[ مطلب پايانى ]
مؤلفها الحقير الفقير الى ربه الحسيب على رضا بن حسن بن مسعود الطبيب فى سلخ شهر جمادى الاول فرسنه