تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آتشك ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
نقل مىكنيم بعد از آن آنچه خود تجربه كرده‌ايم مىآوريم اين نسخها از خط مولانا عماد الدين محمود طبيب كه جد پدرى اين حقير بود منقولست دواء نافع جهة نافرنجى تبنج مرصافى اسفيدلج هكذا دردى خمرو زنجارمكده ع م زيبق‌ام برز قطونا م م مرداسنج كندر مصطكى مكده‌ام علك البطم سركه تيزام روغن كل روغن مورد روغن خوك زيت قلياناج ابيض محرق سداب آب ليمو مكده‌ام زنجار را باسفيداج سحق كند و راتينج و مرو مقل را با هم بسايند با سركه و زنجار و سفيداج بر آن ريزند و ممزوج كنند بعد از آن زيبق مقتول را بياميزند و برز قطونا را لعاب بگيرند و داخل كنند و باقى ادويه كوفته و بيخته داخل كنند و به هاون بكوبند تا نيك مخلوط و ممزوج شود و بدن را به آن طلا كنند اگر تابستان باشد چهار بار بمالند و در زمانى كه هوا سرد باشد شش بار * * باشد و هوا بغايت سرد باشد تا بده كرة برسانند طلا ديگر جهة نار فرنجى كندر مصطكى زيبق از هر يك ده درم پيه بز به قدر كفايت طلا ديگر زيبق‌ام فرفيون انزروت بارزد جاوشير