انفصال اجزاى سوداويه و اين معنى ظهور تمام دارد كه قبل از ظهور حرارتى و ثقلى در عروق مىيابند و در اكثر اقسام احساس حرقت و سوزش عظيم مىكنند و اينكه او را آبله فرنك نام كردهاند مؤيد اين است كه مانند ابله كه به عربى آن را جدرى مىگويند از غليان پيدا مىشود و اينكه آتشك نام كردهاند بواسطه احساس حرقه و سوزش است و بغرتك بواسطه ان نسبت دادهاند كه منشاء ظهنر اين مرض ان بلاد يا بلاد قريبه به آنست و اينكه ارمنى دانه ناميدهاند جهة انست كه از بلاد ارامنه ظاهر شده اينست اسامى و وجه تسميه و
[ اختلاف اطباء در تطبيق آتشك به امراضى كه در كتب مذكور است ]
اما اطباى زمان در تطبيق او به امراضى كه در كتب مذكور است اختلاف كردهاند بعضى گفتهاند كه از اقسام نار فارسى است و بواسطه منشانا را فرنجى بايد نام كرد و معلوم است كه اگر فرض كنند كه بان ماند بعضى انواع نقاطات بيرونايد سفيد رنگ بزرگ و چون شكافته شود يا بشكافند اب زرد يا سفيد بيرونايد و كنارها كنده باشد و ميان عميق بواسطه آنكه اين ماده محترقه فاسده گوشت را بگدازد و خيلى عمق ظاهر شود و بعضى او را اقسام جرب تصور كرده اند بلكه كفته اند كه جرب جذامى