تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

يرنا

حنا است در باب حا گفته شد

يشف

يشب خوانند و در باب حا در صفت حجر اليشم گفته شد

يعصوب

كبك تر است

يعضيد

خندريل است در باب خا گفته شد

يغميصا

ريباس است و گفته شد

يقطين

نام كدو بود و در لغت هر درختى كه ساق ويرا از زمين افراشته بود مانند كدو و خربزه و حنظل و خيار كدو و امثال اينها

يليخوج

عود هندى است و گفته شد

ينبوب

گويند خرنوب نبطى است و صف خرنوب نبطى و شامى گفته شد و طبيعت وى سرد و خشك است در سيم و گويند خشكى وى در دويم بود و گويند گرم بود و آن در صحراها و بن ديوارها و بستانها رويد و ثمرش مانند گرده گوسفند كوچكتر بود و لون وى سرخى بود كه اندكى بسياهى زند و در مصر حب الكلى خوانند و دانه وى و دانه خرنوب شامى مانند يكديگر بود بطيخ وى مضمضه كردن درد دندان را نافع بود و در طبيخ وى نشستن مقوى سفل بود و وى سودمند بود جهت سيلان حيض مفرط خوردن و به خود برگرفتن و مغص و اسهال را نافع بود و بر ثاليل ماليدن سخت زايل كند و خلط وى بد و ثقيل بود خاصه چون تر بخورند و بشيرازى كودر خوانند

ينتون

به لغت نبطى ثافسيا است و در باب ثا گفته شد

ينق

به لغت اهل اندلس انفحه است و گفته شد در الف و بپارسى پنيرمايه گويند