تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤

باب الياء

ياسمون

ياسمن است و سجلاط نيز گويند و بشيرازى گل ياسم خوانند و آن سفيد بود و زرد بود و گويند ارزق نيز بود و عيسى بن ماسويه گويد دو نوع است زرد و سفيد اما سفيد بقوت‌تر بود در حرارت و يبوست و خوشبوىتر و مسيح گويد طبيعت وى گرم و خشك بود در آخر درجه دوم و اول و سيم ملطف رطوبات بود و كلف را زايل كند و صداع بلغمى را نافع بود و بوئيدن او رياح غليظ كه در دماغ بود تحليل دهد و مقوى دماغ بود و اصحاب لقوه و فالج را نافع بود و مفتح سده بود و عرق النسا را نافع بود و نوع زرد وى محلل و مسخن هر عضو سرد بود و زكام را نافع بود و محرورىمزاج را صداع آورد و مصلح وى روغن گل و سركه بود و ديسقوريدوس گويد كرم كه در روده بود و حب القرع و حيات بيرون آورد و چون خشك كرده سحق كنند و بر موى سياه پاشند سفيد گرداند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ياسمون را بشيرازى گل هاشم و بهندى چنبيلى گويند لاتين
JASMINUM OFFICINALIS
فرانسه
JASMIN BLANC
انگليسى
JESSAMINE

ياقوت

نيكوترين آن سرخ رمانى بود و وسواس سوداوى و خفقان و ضعف دل را بغايت نافع بود و گويند چون از خود بياويزند منع جمود دم مىكند و وى بغايت مفرح بود تا به حدى كه اگر در دهان نگاه دارند تفريح بخشد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ياقوت سنگى است از سنگهاى معدنى نفيس عظيم القدر نزد مردم و الوان و اصناف مىباشد از سرخ و زرد و كبود و سبز و پسته‌اى و سفيد و هريك نيز بسيار رنگين بهترين همه سرخ سياه رنگين رمانى آبدار صلب شفاف بىجرم بىداغ و رگ آنست لاتين
RUSINUS VERUS
فرانسه
RUBIS
انگليسى
CARBUNCLE

يبروج

دو نوع است يكى را بيخ لفاح خوانند و يكى را يبروج الهضم گويند و آن بيخ لفاح برى است و به صورت انسان بود و آن را يبروج الهضم از بهر آن خوانند و مؤلف گويد در حدود گرمسير شيراز نزديك قلعه شهريارى مىباشد و قد آن يك وجب كوتاهتر بود و دست و پاى داشته باشد و بلون سفيد بود و بعضى گويند كه آن را سگ از زمين مىكند و آن را سگ كند خوانند و اين معقول
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 454 | علي بن حسين انصارى شيرازى / محمد تقى مير