( تهران ، 1344 ) كه اين كلمه را با لهجههاى محلى ديگر آن ضبط كردهاند .
در تاريخ بيهق ( ص 36 ) آمده است كه سنجد را « ششتمد » گويند .
ص 141 س 20 : كيكز در مراجع ديده / 377 / نشد ، ولى كيكز و كيكيش كه « تره تيزك » باشد ديده مىشود . در چند جا از « كهكز » نام مىرود كه معلوم نشد چيزى ديگرست يا شكلى است ديگر از كيكز ! ( به ص 157 نگاه كنيد . )
ص 142 س 7 : از « گوز » سرو اينجا تخم سرو مرادست .
ص 143 س 2 : اسپرهما / اسپرهمها
ص 145 س 7 و ص 232 : ضميران ( كذا در نسخ ) ، ضيمران و ضميران و ضمران و ضومران در مآخذى چون مخزن الادويه و تحفه و فرهنگها به صور مختلف ضبط شده است .
ص 169 س 9 و ص 171 س 2 : گشن / گش
ص 208 س 3 : بهنگ / نهنگ ( در حاشيه توضيحى غلط داده شده است كه با توضيح مندرج در صفحهء 320 مطلب اصلاح شده است . « نهنگ » اثرى است سياه كه بر بدن ظاهر مىشود . )
ص 217 س 17 : « كسيلا » ( كسيله و كسيدا ) . به فتح و « گسيلا » به ضم اول نام دو داروست .
ص 220 س 7 : « سوغنين » در صفحهء 334 به صورت « سوغين » ضبط است ( ! ؟ )
ص 225 س 6 : غالبه / غاليه
ص 227 س 4 : مشك / سك
ص 351 س 12 : فيلقوس به نحوى ضبط شده كه در اين نسخه و كتابهاى ديگر اسلامى ديده مىشود ، ولى فيلفوس ( فيلپوس ) درست است .
ص 253 س 11 : « ركب » در نسخهء ملك « رلب » است .
ص 254 س 11 : « ه ك » در نسخهء ملك « ح ك » است .
ص 254 س حاشيه : در نسخهء م / در نسخهء م و ملك .
ص 255 س 14 : « ز » در نسخهء ملك « ل » است .
ض 257 س 4 : شهاب / مهتاب .
ص 262 س آخر : در نسخهء ملك چنين است : ( ل ى خ س ه ر )
ص 264 س 11 : در نسخهء ملك چنين است : ( ب ه لا ؟ ؟ ؟ را ح خ )
ص 264 س 13 : « بربط » در نسخهء ملك « نرمط » است .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٥٨