مريخ
جامهء سبز پوشد و قبا دارد و به زى خداوندان سلاح برآيد و شمشير كشيده در دست دارد و انگشترى از آهن دارد نقش آن ، و بر عود سوزى از مس اين دخنه مىسوزد : زرنيخ سرخ ، گلنار ، روناس ، گوگرد آب نارسيده ، همه به يك وزن ، به آب باران به هم بياميزد پاكيزه و بر آتش نهد .
شمس
جامهء فاخر پوشد سبز و زرد و سرخ و بر زى پادشاهان برآيد و انگشترى زر دارد ، صورت آفتاب برو نقش ، و اين دخنه مىسوزد : كندرو رومى ، و رندش عاد ، و سياه داروان ، و شكوفهء كافورى نو ، و برگ شقايق سرخ ، يا ارغوان كوفته به هم آرند با روغن شيره و همى سوزانند .
زهره
جامهء بنفش صورت پوشد و تاج بر سر نهد ، بر او از هر سه گونه بر بسته از اسپرهم و بوى خوش با جوهر و برزى زنان برآيد ، و انگشترى از زمرّد دارد و نقش كرده و دخنهء رد آريزه سازد از پوست ترنج ، و زعفران ، و رندش مس و سيم ، به وزن راست ، و به آب گل بردارد . / 370 /
عطارد
درّاعهء نو پوشد و دستارى گرد بندد و گشادهروى باشد و برزى دبيران برآيد و انگشترى دارد از طاليقون نقش آن كا ، و اين دخنه بر آتش افگند به وقت حاجت خواستن مىسوزد :
برگ (
b
369 ) شاسپرهم ، و برگ لفاح ، و لاجورد سوده ، و دار فلفل ، و برگ ترنج ، به آب زعفران به هم آورد .