و اگر همه پاى ( راست ) بجهد سعادت يابد و مراد .
( و اگر همه پاى چپ بجهد مراد يابد . )
انگشتان پاى
اگر [
a
363 ] ( انگشتان نرينه از پاى ) راست بجهد نالان شود .
و اگر ديگر بجهد غايب « 1 » رسد .
و اگر ميانه بجهد خصومتى بكند .
و اگر ديگر بجهد غايب آيد . / 306 /
و اگر كوچك بجهد چيزى جويد و نيابد .
و اگر همه بجهد از چيزى بترسد و عاقبت فرج يابد .
اگر انگشتان پاى چپ بجهد ، سترگ ؟ ؟ ؟ ادر ( ؟ ) گردد « 2 » از آنچه مىجويد .
و اگر ديگر بجهد كارى كند و از آن نيكى يابد .
و اگر ميانگى بجهد بيمار شود .
و اگر ديگر بجهد جنگ و خصومت افتد ( ش ) .
و اگر كالوج بجهد نماز فراوان كند .
و اگر همه ( انگشت پاى ) بجهد از ( همه ) غمها فرح « 3 » يابد و تندرستى ( باشدش ) .
اگر همه پاى بجهد اگر از راست باشد سخنان ناسزا گويند ( ش ) .
و اگر از چپ باشد هراسان به طلب روزى شود و عزّ و مراد يابد ، و اللّه اعلم . / 307 /
هامش
( 1 ) . م : غايبى .
( 2 ) . م : قادر گردد .
( 3 ) . م : فرج .