و اگر چپ بجهد شاد شود از خبرى ناگهان .
و اگر ديدهء چشم راست بجهد علّتى از وى بيرون آيد و تندرست شود .
و اگر چپ بجهد در زبان مردم افتد يك چندى به زشتى و بدى .
و اگر گوشهء چپ راست بجهد دوستى بيند .
و اگر چپ بجهد روزى حلال آيد .
رخسار « 1 »
اگر همهء رخسار بجهد از جانب راست تندرستى يابد و عزّ و جاه .
و اگر چپ بجهد كارى كند كه از آن شرم زده شود ، و هندوان گويند كه يكى از نزديكان او از جايى فرا آرد « 2 » ، و نيز گويند زنى ببوسد .
اگر ميان رخ راست بجهد فرزندى آيدش دولتى و خجسته و همايون .
و اگر ميان رخ چپ بجهد دولتى يا مرتبتى تمام يابد .
بينى
اگر بينى بجهد توانگرى و بىنيازى بيند . « 3 »
و اگر ديوار بينى راست بجهد نام بردار گردد در شهرى به مهترى . / 296 /
اگر چپ بجهد غمى رسد .
و اگر ميان بينى بجهد غمگين شود .
و اگر بن بينى از سوى راست بجهد جنگ افتدش .
و اگر چپ بجهد لختى اندوهگن گردد ، پس شادمان شود .
و اگر سر بينى از سوى راست بجهد يك چندى نالان شود و عاقبت خير باشد .
و اگر از سوى چپ بجهد شادمان شود از مهترى بىگمان به سود و زيان چندى « 4 » .
اگر سر بينى همه بجهد غمناك شود به خبر مرگ كسى .
و اگر سوراخ بينى از سوى راست بجهد شادمان شود .
و اگر از سوى چپ بجهد شادمان شود .
هامش
( 1 ) . پ 1568 : رخساره .
( 2 ) . پ 1568 : رسد .
( 3 ) . پ 1568 : يابد .
( 4 ) . پ 1568 : از « بىگمانى » تا آخر عبارت را ندارد .