اگر سوراخ گوش چپ بجهد پارهاى اندوهگن « 1 » شود .
و اگر پس گوش چپ بدهد دوستى او را به نيكى ياد كند .
اگر پس گوش راست بجهد جنگ كند « 2 » با كسى . . . « 3 » [
b
361 ]
ابرو
اگر ابروى راست بجهد شادى بود و برخوردارى از فرزندى نرينه و سخن خوب شنود .
و اگر ابروى چپ بجهد با دوستى ديدار كند به شادى ، و كارى زشت ( كند . )
چشم ( يا پلك )
اگر كسى را اندرون چشم راست بجهد از خوى نيك به خوى بد افتد .
و اگر اندرون چشم چپ بجهد شادمان شود و به مراد خويش رسد .
و اگر دنبال چشم راست بجهد از قبل خواسته شادمان شود ، و نيز گويند نكوهش بود .
و اگر دنبال چشم چپ بجهد شادى بيند و پسرى باشدش پادشاه و كاردان و از وى شادى بود و سعادت .
و اگر پلك « 4 » زير « 5 » چشم راست بجهد شادى بود ( و سعادت ) .
و اگر پلك زير چشم چپ بجهد جنگ افتدش با كسى و ليكن ظفر او را باشد و شادى بودش و گشادگى دل ، و گويند دوستى بيند . / 295 /
و اگر مژهگاه « 6 » بالايين چشم راست بجهد كسى را بيند كه از ديرگاه نديده باشد و روزى حلال يابد .
و اگر مژهگاه بالايين چپ بجهد شاد شود به خبر كسى كه از وى دور بود و باشد كه او را ياد كنند به ناخوبى و بود كه غايبى رسد .
اگر همه چشم راست بجهد يا گرد بر گرد غمى رسد يا اندك مايهاى بنالد و زود درست شود .
هامش
( 1 ) . پ 1568 : اندوهگين .
( 2 ) . پ 1568 : افتد .
( 3 ) . دو سه كلمه به علت پارگى نسخهء « ك » خوانده نمىشود و نسخ ديگر ندارد .
( 4 ) . پ 1568 : برگ .
( 5 ) . پ 1568 : زيرين .
( 6 ) . پ 1568 : مژگان .