پس ديديم در ( دو ) جدول ديگر . جدول اوّل بر بالا « السّاعات » نوشته بود خواستيم / 289 / كه بدانيم كه در آن روز ساعات روز چندست از وقت برآمدن يك نيمهء قرص آفتاب تا وقت فرو شدن آن ، ديديم يب ب دانستيم كه اوّل ساعات است و آن دوم دقيقه و ساعات به موضع درجه است ، و چون يب ب « 1 » بود دانستيم كه دوازده ساعت است و دو دقيقه ، يعنى يب علامت دوازده است و ب علامت دو دقيقه ، يعنى در آن روز كه ساعت دوازده است و دو دقيقه .
ديگر خواستيم كه بدانيم كه دو دقيقه از يك ساعت چند است ، دانستيم كه ده عشر ساعتى است و دو ثلث شش است ، گفتيم ثلث عشر ساعتى است ، و به وجهى ديگر ده سدس شصت است و دو خمس ده ، گفتيم سدس ساعتى است .
پس در جدول ديگر ديديم كه بالا نوشته بود « الارتفاع » يعنى از بر آمدن آفتاب تا رسيدن به موضع نيمروز كه كسانى كه اصطرلاب دانند از پشت اصطرلاب به سوراخ لبنتين « 2 » گيرند يعنى « 3 » عضاده بر چند افتاده بود يافتيم ندكز « 4 » . دانستيم كه ارتفاع در آن روز پنجاه و چهار درجه است و بيست و هفت دقيقه و اين ند علامت پنجاه و چهار درجه است ، و كز « 5 » علامت بيست و هفت « 6 » دقيقه .
پس خواستيم كه بدانيم كه اين تقويم در كدام موضع استخراج كردهاند باز درجهء آفتاب و دقيقهء آن از جدول اوّل برآورديم ، يعنى حمل به يك درجه و يازده دقيقه بر بالا ايا « 7 » نوشته بود و به طول ورق درج باز آيد ، درجه بستديم ، بود لح كد « 8 » دقيقه و خواستيم كه يازده درجه را بستانيم فضل ميان هر دو سطرها بستديم بود كد در يازده « 9 » ضرب كرديم برآمد 264 و مرفوع گردانيديم برآمد دكد و اين دقيقه و ثانيه است و چون ثانيه كمتر از نيم دقيقه است رها كرديم بماند د . اين را بر يدكد « 10 » دقيقه كه با ما بود برافزوديم حاصل آمد ماكح « 11 » . اين را از ارتفاع روز آفتاب نقصان كرديم بماند ند ، اين را از نود نقصان كرديم
هامش
( 1 ) . م : يب يب .
( 2 ) . م : كم .
( 3 ) . م : بشين .
( 4 ) . يك كلمهء « سپرتير » مانند خوانده نشد .
( 5 ) . م : كح .
( 6 ) . ملك : هشت .
( 7 ) . ملك : ح .
( 8 ) . ملك : ح كد .
( 9 ) . ملك : پانزده .
( 10 ) . ملك : ح كد .
( 11 ) . ملك ح كد .