آواز گوش : شادى . « 1 »
ترسيدن در خواب : ديدار دوست . « 2 »
لرزيدن اندام : تفكّر . « 3 »
بانگ طشت : مال .
افتادن مرغ از هوا : خبر .
افتادن چيزى از دست : شادى .
شكستن چيزى : خوبى .
گريستن در خواب : كسوت .
خنديدن در خواب : بيمارى .
افتادن كلاه از سر : بشارت .
ديدن روباه : بشارت .
گربه بر كنار نشستن : غم .
بانگ آتش زير ديگ : حاجت . / 278 /
بريدن انگشت : شادى « 4 » .
ديدار سلطان : شادى .
بانگ كبوتر : خبر . « 5 »
الجدى
نيك بود ديدار مشايخ و وام دادن و ستدن و چهارپاى خريدن و سفر كردن و قى و غرغره و ختنه كردن و ناخن چيدن و حيلت ساختن و علم بستن و پيك و رسول فرستادن .
بد بود ابتدا ( ى ) كارها كردن و رگ زدن و بنده خريدن و انبارى كردن و علاج سر و چشم كردن و ديدار پادشاه و سفر و تحويل و خون برداشتن و جامه [
b
359 ] بريدن و پوشيدن و در شهر ( ى ) شدن و داروى مسهل خوردن و صيد كردن و چوگان زدن .
هامش
( 1 ) . م : ديدار دوست .
( 2 ) . م : سود .
( 3 ) . م : جاه .
( 4 ) . اين مطلب در « م » نيست .
( 5 ) . م : پيك .