سرخ كند و نيكو .
روغن خيرى
موافق است ، بسازد دردها را .
اگر روغن خيرى بر زير پاى مالند بعد از ساعتى آن را بر پهلوى خويش يابند و اين از لطف روغن است .
و اگر عورت گاه مجامعت به روغن خيرى طلا كنند زن بار نگيرد . « 1 »
روغن نيلوفر
سرد و ترست . خواب خوش ( آورد ) ، و چون اندر خود مالند تن نرم كند و خشكى ببرد .
روغن مورد
موى را جعد كند و سياه .
روغن گل « 2 »
سود دارد سبوسهء ( سر ) را .
( روغن سرو )
اگر از چوب سرو به قرع روغن گيرند آن روغن سود دارد قوبا را و ريشها [ ى ] / 230 / زشت را .
روغن صنوبر
بر وزن يك درم و روغن خروع « 3 » وزن نيم درم برآميزند و به خورد زنى مسحور « 4 » دهند كه ممنوع باشد از حبل و حيض شفا يابد و باز حال حيض و حبل آيد .
هامش
( 1 ) . پ 161 : اين سطر را ندارد .
( 2 ) . پ 161 : اين مطلب را ندارد .
( 3 ) . ك : خروغ .
( 4 ) . پ 161 : مسحوره .