تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

حجر الحديد

و آن سنگ مغناطيس است . « 1 » سير باخيو مردم [
a
348 ] درش مالند جذب آهن نكند و بايد كه خيو [ ى ] مردم گرسنه باشد . پس چون خواهند كه جذب كند در سركه يا به خون بره بايد شست . و اگر اين سنگ بر پاى كسى بندند كه نقرس دارد درد بشود . و اگر بر خداوند درد مفاصل بندند سود دارد . و زن خون در دست گيرد بىرنج بار بنهد . و اگر سوراخ مور به سنگ مغناطيس بگيرند همه بگريزند . و اگر زير زنى دود كنند و دود به گريبان وى به در شود دوشيزه است ، و اگر به دامن بيرون آيد نه دوشيزه است . اين را حجر الحديد گويند .

حجر الذّهب

بر خداوند دردسر بندند دردش بشود . زيرا حجر الّذهب گويند كه جذب زر كند . / 198 /

حجر التّبن

اگر آن را [ با ] سداب در مالند جذب نكند ، و اين كهرباست و نه سنگى است ، ليكن سبب جذب آن را در مقالت احجار ياد كرديم ، ( و اللّه اعلم . )

حجر الفضّه

اين سنگى است كه جذب سيم كند . « 2 » و به اعجوبه گويند كه آن سنگ در دهان ماهى آبگينه نشانند ، چنانك سلسله‌اى يا رشته‌اى درو بسته باشند و درمى سيم اندر حوضى آب افگنند و آن ماهى آبگينه در عقب آن در حوض آب كنند و زمانى يله كنند ، پس بيرون آرند كه درم در دهان او گرفته باشد ، و اين لطيف است .
هامش
( 1 ) . از اينجا تا اول هفت سطر از نسخهء « م » افتاه است . ( 2 ) . م : نكند .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 177 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى