تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦

حجر اليرقان

چنان بتوان يافت كه اگر بچهء خطّاف بگيرند و به زعفران زرد كنند « 1 » و باز خانهء خود نشانند « 2 » خطّاف بيايد و بچه را زرد يابد برود و سنگى بياورد و پيش بچه افگند در آشيانه . آن است كه جذب يرقان كند .

حجر السّودا

اگر آن « 3 » را بر خداوند سودا بندند سود دارد . و آن لاجوردست ، و جذب سودا كند .

حجر الصّبيان

اگر زنى با خود دارد كودك از شكم بيفتد ، امّا بايد كه در گيسوى وى بسته باشد . و اين جزع است . و از بهر آن حجر الصّبيان خوانند كه جذب كودك كند از شكم مادر . و اگر نزديك فرج زنى نهند كه مىزايد به آسانى بزايد .

حجر النّوم

اگر با خود دارند خواب آرد . / 197 / و آن را مرقشيثا گويند . « 4 »

حجر الخلّ

حكايت درازست . بعضى در باب صدف گفته شد كه در ميان بعضى ازو دو سنگ باشد و آن است كه حجر الخلّ كه چون در سركه افگنند برخيزد .
هامش
( 1 ) . م : بيالايند . ( 2 ) . م : و در خانهء خطاف بجاى كه بود بنهند . ( 3 ) . م : حجر السودا . ( 4 ) . م ؟ و آن مرقشيناس ( ؟ ) .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 176 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى