تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و سنگى هست كه جذب آهن كند . و سنگى هست كه سركه جذب او كند . « 1 » و سنگى هست كه از آب بگريزد . و سنگى هست كه چون آب برو ريزند آتش افروزد ، و چون روغن زيت برو ريزند باز ايستد . و سنگى هست كه جذب سنگ مثانه كند . و سنگى هست كه قولنج ببرد و جذب باد كند ، و آن در واديها و رودخانه‌ها باشد . و سنگى بود كه درو سوراخ بود . و سنگى بود كه جذب مس كند و در ناحيت شيراز بود . و سنگى هست كه جذب روى كند . و سنگى هست كه جذب آبگينه « 2 » كند . و سنگى هست كه جذب سرب كند . و محمّد زكريا گويد كه من در شهرى سنگى ديدم ( كه ) رنگ او چون رنگ گل و بوى او چون بوى گل ، و اگر بر خداوند تب ( باز ) بستندى ( تب باز ) ببردى . و ليكن ما آنچه در كتب « 3 » متفرّق ديده بوديم يا شنيده اينجا ياد كرديم و بر ناديده اگر چه شنيده بوديم بر منفعت و مضرّت آن اعتماد نكرديم ، و اكنون ياد كنيم آنچه برو اعتمادست .

حجر الدّم

اگر او را با زر بگدازند و نرم گرداند ، و آن را نيز شاذنه گويند ، و ( آن ) جذب خون كند . / 196 / اگر در اندام مردم جايى خون مرده بود حجر الدّم بر آنجا نهند خون از آنجا جذب كند ، و عجب است .
هامش
( 1 ) . م : سنگى هست كه سركه جذب كند و سنگى هست كه از سركه برخيزد . ( 2 ) . م : زجاج . ( 3 ) . م : كتابهاى .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 175 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى