تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
و علاج باد ، علاج سدّه باشد بعينه . و ناشتا اندر گرمابه رفتن يا يك قدح شراب صرف ناشتا خوردن و آب گرم خوردن و تكميد كردن سود دارد . و گاه باشد كه بادهاء غليظ بسبب تحليل كه در تكميد باشد ، درد افزايد ، از بهر آنكه اندر جگر تمددى پديد آيد . نخست اگر درد بجانب پهلو و پشت باز دهد ، استفراغى كند بداروى مدر و اگر درد برودها فرود آيد داروى مسهل دهد ، پس تدبير تكميد كند .

باب هشتم از گفتار دهم از كتاب معالجات اندر آماسهاء جگر و علاج آن

آماس جگر يا اندر جانب محدّب افتد يا اندر جانب مقعّر . و مادّه آماس يا خون بود يا سوداوى يا صفراوى يا بلغمى و صلب و سرطان ، يا باد باشد . و اسباب آماس جگر سدّهء باشد كه خون را و صفرا را اندر جگر باز دارد تا اجزاء جگر آن را تشرب كند و آماس گيرد . و گاه باشد كه آماس گرم اندر جگر بپزد و ريم كند و دبيله گردد ، و باشد كه صلب شود . و آنچه صلب گشت علاج نپذيرد ، خاصّه اگر كهن گردد و بيشترى باستسقا ادا كند و باشد كه زودتر هلاك كند ، كه اگر اسهال پديد آيد . و سبب اسهال ، سدّهء باشد كه اندر دهنهء رگها افتد كه غذا اندر آن رگها از جانب مقعر بجانب محدّب برآيد و چون غذا راه نيابد تا بجانب محدب برآيد ، بجانب روده فرود آيد و اسهال درپيوندد و اندامها غذا نيابد ، ضعف قوّت و ذبول تولّد كند و هلاك شود . و اسباب آماس سرد ، اسباب سوء المزاج سردست بعينها . علامات آماس حدبهء جگر و علّت ذات الجنب بر بيشتر مردمان مشتبه گردد ، از بهر آنكه تنگى نفس و سرفه و درد بچنبر گردن برآمدن ، ملازم هر دو علتست . و فرق آنست كه اندر نفس باز كشيدن ، خداوند آماس گرانى و المى يابد در شراسيف و بالاى آن ، و خداوند ذات الجنب نيابد ، لكن اندر ذات الجنب ، اندر حجاب المى باشد خلنده . و آماس حدبه ، هلالى بود و گرانى ميل بسوى پشت دارد و بول اندك بود و از تب و تشنگى خالى نباشد و به آخر ، زبان سياه شود . و اگر آماس ماشرايى بود ، تشنگى بىاندازه بود و تب ، سخت سوزان بود و زبان سخت سياه . و اگر آماس اندر جانب مقعر باشد ، نفس باز كشيدن آسانتر باشد و سرفه كمتر و تشنگى بيشتر و شهوت ضعيف‌تر . و فرق ميان آماس حدبه و جانب مقعر آنست كه اندر آماس