ملايم طبيعت نباشد .
و تقصير هاضمه اندر معده ، به دو علت ادا كند ، يكى زلق الامعاء و ديگر باستسقاء طبلى .
امّا باستسقا آن وقت ادا كند كه هاضمه اندر طعام اثرى اندك كند چندانكه بخار برانگيزاند و سبب آن ضعيفى حرارت غريزى باشد .
و مثال آن مثال فروغ آفتابست كه بامداد هنوز اثر او ضعيف باشد ، از آبدانها و زمينهاء تر بخار برانگيزد و هوا تيره گردد و نزم پديد آيد ، چون فروغ آفتاب قوى گردد بخارها تحليل كند و بپراكند .
علاج آن ، آنجا كه قوت جاذبه ضعيف باشد ، غذاهاء لطيف و گذرنده و زودگوارنده دهند ، چون درّاج و طيهوج و گوشت جوژه مرغ خانگى با سفيدباها پخته ، و ابزارهاء خوشبوى درافكنند چون زيره و دارچينى . و از پس طعام رياضتى اندك بآهستگى فرمايند و اطراف بمالند .
و بر معده ضمادى از گلنار و مصطكى و سنبل و قرنفل و افسنتين و صبر و گل و آبى پخته و آب برگ مورد تر ، برنهند .
و آنجا كه ضعف اندر ماسكه باشد ، نخست مادهء را كه سبب ضعف باشد از معده پاك بايد كرد .
پس ربّ سيب و رب آبى و شراب ليمو دادن . و كشكاب با گاورس پزند . و دوغ گاو آهن تابكرده و گل و گلنار و قرظ و طراثيث و كهربا ، چندانكه بر مقدار ده ستير دوغ آهن تابكرده ، پنج درم از اين داروها برافكنند .
و غذا كرنج و گاورس و عدس مقشّر به آب غوره و آب انار ترش و آب آبى پخته و درّاج و طيهوج و كبك و تذرو بريانكرده .
و ضماد از صندل و طباشير و گل سرخ و برگ مورد و گوشت آبى بريان كرده سازند .
و اگر سبب ، رطوبت لزج باشد ، بقى و اسهال بايارج فيقرا پاك كند ، پس گوارشى خوزى دهند .
و شراب مورد و ميبه و معجون حبّ الآس و اطريفل كوچك ، سود دارد .
و آنجا كه قوت هاضمه ضعيف باشد ، نخست تعرّف اسباب بايد كرد و هريك را بضدّ آن تدارك بايد كرد و معده را گرم داشتن و خفتن بر پهلوى چپ ، معده را گرم كند ، از بهر آنكه جگر بر وى مشتمل گردد و حرارت او به دو بيش رسد .
و خفتن بر پهلوى راست معده را زود خالى كند ، از بهر آنكه رگهاء ماساريقا بدن جانب معده پيوستست و آنچ بعلاج قوت هاضمه مخصوصترست .
اگر مزاج سرد باشد ، اطريفل بزرگ و اطريفل كوچك و گوارش عود و سجزينا اندر ماء العسل يا اندر شراب كهن .
و اگر مزاج گرم باشد ، ميبه و سكنگبين سفرجلى
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٤٢٣