تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
ملايم طبيعت نباشد . و تقصير هاضمه اندر معده ، به دو علت ادا كند ، يكى زلق الامعاء و ديگر باستسقاء طبلى . امّا باستسقا آن وقت ادا كند كه هاضمه اندر طعام اثرى اندك كند چندانكه بخار برانگيزاند و سبب آن ضعيفى حرارت غريزى باشد . و مثال آن مثال فروغ آفتابست كه بامداد هنوز اثر او ضعيف باشد ، از آبدانها و زمينهاء تر بخار برانگيزد و هوا تيره گردد و نزم پديد آيد ، چون فروغ آفتاب قوى گردد بخارها تحليل كند و بپراكند . علاج آن ، آنجا كه قوت جاذبه ضعيف باشد ، غذاهاء لطيف و گذرنده و زودگوارنده دهند ، چون درّاج و طيهوج و گوشت جوژه مرغ خانگى با سفيدباها پخته ، و ابزارهاء خوش‌بوى درافكنند چون زيره و دارچينى . و از پس طعام رياضتى اندك بآهستگى فرمايند و اطراف بمالند . و بر معده ضمادى از گلنار و مصطكى و سنبل و قرنفل و افسنتين و صبر و گل و آبى پخته و آب برگ مورد تر ، برنهند . و آنجا كه ضعف اندر ماسكه باشد ، نخست مادهء را كه سبب ضعف باشد از معده پاك بايد كرد . پس ربّ سيب و رب آبى و شراب ليمو دادن . و كشكاب با گاورس پزند . و دوغ گاو آهن تاب‌كرده و گل و گلنار و قرظ و طراثيث و كهربا ، چندانكه بر مقدار ده ستير دوغ آهن تاب‌كرده ، پنج درم از اين داروها برافكنند . و غذا كرنج و گاورس و عدس مقشّر به آب غوره و آب انار ترش و آب آبى پخته و درّاج و طيهوج و كبك و تذرو بريان‌كرده . و ضماد از صندل و طباشير و گل سرخ و برگ مورد و گوشت آبى بريان كرده سازند . و اگر سبب ، رطوبت لزج باشد ، بقى و اسهال بايارج فيقرا پاك كند ، پس گوارشى خوزى دهند . و شراب مورد و ميبه و معجون حبّ الآس و اطريفل كوچك ، سود دارد . و آنجا كه قوت هاضمه ضعيف باشد ، نخست تعرّف اسباب بايد كرد و هريك را بضدّ آن تدارك بايد كرد و معده را گرم داشتن و خفتن بر پهلوى چپ ، معده را گرم كند ، از بهر آنكه جگر بر وى مشتمل گردد و حرارت او به دو بيش رسد . و خفتن بر پهلوى راست معده را زود خالى كند ، از بهر آنكه رگهاء ماساريقا بدن جانب معده پيوستست و آنچ بعلاج قوت هاضمه مخصوص‌ترست . اگر مزاج سرد باشد ، اطريفل بزرگ و اطريفل كوچك و گوارش عود و سجزينا اندر ماء العسل يا اندر شراب كهن . و اگر مزاج گرم باشد ، ميبه و سكنگبين سفرجلى