همه تن افتد ، مقدمهء سكته يا مقدمهء كزاز باشد ؛ و اگر اندر عضلهاء شكم افتد و دايم گردد ، مقدمهء ماليخوليا و صرع باشد ؛ و اگر اندر روى افتد مقدمهء لقوه باشد ؛ و اگر اندر سر پهلوها افتد ، مقدمه آماس حجاب باشد .
و باد غليظ ، بادى باشد كه اندر تجاويف اندامها باز مانده باشد و كثيف گشته همچون هواء چاه آب كه از وى نكشند و هوا را نجنبانند .
علاج آن ، نخست از هر چيز كه سبب آن را زيادت كند پرهيز بايد كرد ، چون آب يخ و غذاهاء سرد بادناك و شراب بافراط .
و آن موضع را بخرقهء درشت ماليدن تا سرخ شود ، پس روغن گرم چون روغن فرفيون و روغن قسط طلى كردن ، و هر بامداد گلنگبين و تخم باديان دادن و تدبير لطيف كردن و به آب دريا گرم كرده تكميد كردن .
و آب كه آن را نمك بسيار درافكنند و در آفتاب نهند چند روز ، بجاى آب دريا باشد .
باب هشتم از جزو پنجم از گفتار اوّل از كتاب معالجات اندر علتى كه بتازى اللّوى و الفنجيدج گويند
اين علتى است كه از ناگواريدن طعام و شراب افتد و از بسيارى خوردن و رياضت ناكردن تا بدان سبب ، رگها و عصبها و عضلها ممتلى گردد و ماندگى پديد آيد و مردم تمطّى و تناوب مىكند و رنگ روى سرخ شود .
علاج آن ، زود تدبير استفراغ بايد كرد و لختى مادهء خون و صفرا كم كردن . و اندر بيشتر حالها محرور به آب سرد و سفوف گشنيز خشك و شكر ، آسايش يابد از بهر آنكه چيزى خنك و آب سرد ، اخلاط را از حركت باز دارد .
و آنجا كه بادها و بخارهاء غليظ تولد كرده باشد و مزاج گرم نباشد ، وج پرورده و ناپرورده سود دارد و بادها را بشكند .
و تدبير لطيف و رياضت و گوارشى معتدل به كار داشتن ، و اگر امتلائى باشد ، استفراغ لايق حال كردن .