راستار است كوفته و بيخته به سركه بسايند و در خنبرهء سفالين كنند و اندر زمين نمناك كنند « 1 » چهل روز ، پس بيرون كنند « 2 » و طلا كنند ، گر كهن را از بيخ بركند و سخت سوزان نبود .
داروى ديگر : « 3 » بگيرند مردار سنگ و اسفيداج و ارزيز از هر يكى دو درم ، با روغن « 4 » گل ، چندانكه كفايت بود و بجوشانند و چهار درم ميعه تر در وى حل كنند و اندكى موم صافى در وى بگذارند و از آتش بردارند و دو درم سيماب كشته و اندكى كافور در وى بسرشند و طلا كنند . پس از گرمابه خارش را به سركه و گلاب و روغن گل و آب كرفس طلا كنند و اگر سخت قوى بود حلبه « 5 » و شحم حنظل بپزند و اندر گرمابه طلا كنند و خشخاش بكوبند نرم و در سركه حل كنند و طلا كنند و اگر در انگشتان بود به آب چگندر بشويند و روغن به آب طلا كنند و اگر اندر زنخ « 6 » بود بگيرند بوره يك درم و شحم حنظل نيم درم ، صندل سرخ دو درم ، سناء مكى پنج درم ، بكوبند و با سركه و روغن گل طلا « 7 » كنند و اگر در فرج بود شب « 8 » يمانى سوخته با قطران بسرشند و اندر خرقه و نرم بردارند .
سعفه و شيرينه .
هامش
( 1 ) . ب : كور كنند .
( 2 ) . ب : آرند .
( 3 ) . ب : « ديگر » ندارد .
( 4 ) . الف : با عن .
( 5 ) . ب : جلله .
( 6 ) . ب : رنج .
( 7 ) . ب : « طلا » ندارد .
( 8 ) . ب : شبث .