تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
باشد شراب عنب الثّعلب دهند و آب خربزه هندى و به حقنه نرم استفراغ كنند و اگر سبب در ماندن خون فسرده بود بگيرند شب يمانى و اندر سركه نهند و يك شبانه‌روز و بپالايند و از آن سركه سكنگبين سازند و داروهاى سنگ مثانه اندرين جا « 1 » سود دارد و پوست خربزه گرم « 2 » خشك كرده كوفته و بيخته مثانه را از خون فسرده و از ريگ پاك كند ، شربتى دو درم « 3 » تا سه درم با جلاب يا ماء العسل « 4 » و اگر سبب باد غليظ بود ماء الاصول دهند با روغن بادام تلخ و اگر سبب ضعيفى قوّت مثانه بود در آب گوگرد نشانند و بوره ارمنى در آب حل كنند و نمك آب تلخ و زهره بز و « 5 » زهره « 6 » گاو اندر چكانند سود دارد و معجون چلغوزه « 7 » دهند . بدين صفت : بگيرند دو قود و ريوند چينى و حبّ بلسان و اذخر و انيسون و سنبل و سليخه و زعفران و دارچينى و اسارون و فطر اساليون و كمافيطوس از هر يكى ، يك درم ، نعناع خشك نيم درم ، مغز چلغوزه « 8 » صد درم ، انگبين سه « 9 » چند وزن همه بسرشند ، شربتى دو « 10 » درم در آب گرم .

: استسقا :

اين علتى است كه تشنگى [ ب - 32 ] در وى غالب بود و آن
هامش
( 1 ) . ب : جاى . ( 2 ) . الف : گرمه . ( 3 ) . ب : يا . ( 4 ) . ب : يا جلاب ماء العسل . ( 5 ) . ب : « زهره بز » ندارد . ( 6 ) . ب : زهر . ( 7 ) . ب : چلقوزه . ( 8 ) . ب : چلقوزه . ( 9 ) . ب : « سه » ندارد . ( 10 ) . ب : سه .