تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
بوى و تلخ طعم ، و خاصيتش اسهال سود است ، و ليكن طبعى دارد كه غم عرضى در طبع آرد ، و تشنگى كند ، و جد از آنكه « 1 » بروغن بادام شيرين فراز گرفته بود « 2 » نشايد خوردن ، و نيك ببايد كوفتن ، و هركه صفرايى بود او را نسازد ، او را از كار ببرد و تا سه « 3 » آردش و پتول « 4 » ، و آن‌كس را منفعت كند كه بر او وسواس سودا غالب شده باشد « 5 » و آن را كه خون در تن سوخته بود ، و كهلان « 6 » و بيران را شايد ، شربتى از او مفرد از دو درمسنگ تا سه است ، و اندر مطبوخ از پنج تا ده درمسنگست ، و بدل وى باسهال سودا اندر « 7 » همسنگ وى عنزروتست « 8 » ، و جالينوس گويد كه بدلش يك هموزن وى تربد « 9 » است ، و سيك « 10 » وزنش حاشا « 11 » و نشايد كه با دگر داروها از اوّل كار بپزند ، ليكن بايد كه داروها نخست بخته بود ، پس او را بر آن داروها افكنند و اندر هم وقت « 12 » از آتش فروگيرند و بگذارند تا سرد شود ، پس اندك‌اندك او را اندر آب بدست بزنند ، و آن آب را صافى گردانند و بخورند ، و او گرم و خشكست اندر آخر درجه‌ى دوم .
هامش
( 1 ) - اين كلمه بجاى جز از آنكه و غير از آنكه استعمال شده است . ( 2 ) - يعنى پوشيده شده باشد به اين طريق كه روغن بادام روى آن ريخته باشند . ( 3 ) - تلواسه و اضطراب و بيقرارى . ( 4 ) - اين لغت در مآخذى كه در دسترس بود ديده نشد و ظاهرا لغت محلى و بمعنى گرفتگى و خفگى است ، در بم كرمان وقتى كه هوا ابر و غبارآلود و اندوه‌آور و خفگىآور مىشود مىگويند هوا « پدو » شده است و اين كلمه بپتول مشابهت كامل دارد . ( 5 ) - نص : شد باشد . ( 6 ) - جمع كهل بر وزن اهل : ميانه‌سال ، نه پير و نه جوان ، كامل‌مرد . ( 7 ) - ش : در اسهال سودا ، و اين تركيبى است كه بيشتر در شعر مىآورند و در نثر كمتر به كار مىرود ( 8 ) - معرب انزروت بر وزن عنكبوت كه به فارسى كنجده و كنجدك گويند ، و در نسخهء اصل باشتباه « عنزوت » بدون راء نوشته شده است ( 9 ) - در لغت بكسر اول و ثالث و بضم هر دو و در مخزن فقط بضم آن دو ضبط شده و آن دوايى است مسهل . ت . ( 10 ) - صورتى است از « سه‌يك » بمعنى ثلث . ( 11 ) - نوعى از پودنهء كوهى است شبيه بآويشن . ( 12 ) - ش : در همان وقت ، فورا ، بلافاصله .