تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
كند ، و چون خون يا شير اندر معده بفسرد چون وى را بخورند بگشايد ، و شكم بازبندد و خون بازگيرد چون نيم مثقال از وى بخورند ، و نيز زخم نيش هوام « 1 » را منفعت كند و اسهال دو سنطارياى معايى « 2 » را سود دارد ، و مر زنى را كه حيضش همى بازنيستد منفعت دهد و آن را كه خون از بر همى برافتد همچنين ، و زنى را كه از زهستان « 3 » بيرون آمده بود چون مر اين را زير برگيرد « 4 » زود باز آبستن گردد ، و انفحه‌ى اسب و بزه « 5 » و آهو و گوساله و بچه‌ى جاموس « 6 » و آن گاو كوهى اين‌همه منفعت كند كسى را كه شبكران « 7 » خورده بود و هرآن چيز را كه انفحه‌ى خرگوش سود كند اين‌همه نيز سود كند و انفحه‌ى چيزى كه جز اينست كه گفتيم تا به كار است و نه مستعمل و آنجا كه آن جنس را ذكر كنيم آن دگر نيز كرده آيد به تمام .

اسقنقور

اسقنقور « 8 » ماهيى است بضبّ « 9 » ماند و علامت وى آنست كه او را دو ذكر بود « 10 » و پوستش معكوس بود بضدّ پوست ماهى يعنى پشيزهاى پوستش آن ماهى را بر زبر بود وى را زير اندر بود ، و عرب وى را بخورد و بهترين اوى دمش باشد ،
هامش
( 1 ) - جمع هامة بمعنى حشره زهردار و مطلق حشرات موذى را نيز هوام گويند . ( 2 ) - زخم رودگان توام با اسهال خونى كه اكنون دسانترى گويند . ( 3 ) - جاى بچه زادن كه زن بايد چند روز پس از زادن همان جا استراحت كند و حركت نكند . ( 4 ) - يعنى بطريق فرزجه به خود بردارد . ( 5 ) - بمعنى بز و ظاهرا لفظى بلهجهء محلى است . ( 6 ) - معرب گاوميش . ( 7 ) - بفتح اول صورتى است از شوكران و آن گياهى است سمى كه بتخدير هلاك كنند و در فرهنگها مىنويسند گياهى است كه خوردنش ديوانگى آورد . و فارسى آن بنا بنوشتهء مخزن بيخ تفت است . ت . ( 8 ) - بكسر همزه و فتح قاف اول : سوسمار آبى و معروف سقنقور است بدون همزه . ت . ( 9 ) - بفتح ضاد و تشديد باء : سوسمار . ( 10 ) - در مأخذى ديگر ديده شد كه نرسقنقور دو خايه چون خايهء خروس دارد و ماده‌اش دو فرج دارد و زياده بر بيست تخم مىگذارد و از دو ذكر داشتن آن در مآخذى كه در دسترس بود نام و اشارتى ديده نشد .