تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
پاى را سود كند چون انگشتان را بر گو ببندد پس بر او بول كند هرگاهى ، ور گو همچنان بگذارد تا خشك شود ، و بول اشتر استسقايى را كه از سردى باشد نيك بود ، و نيز بر سپرز با شير طلا كنند ، و ريش گوش را سود دارد ، و گر بخورند بادهاى غليظ را كه اندر رحم و رودگانى بود ببرد ، و گر ببينى آن‌كس بازافكنند كه بوى شنيدن از وى بشده بود « 1 » منفعت دهد ، و بول گاو همچنين بود او درد بواسير را سود كند ، و بول بز آب زرد را كه در شكم بود نيك باشد چون بخورند يا با پشك وى طلا كنند ، و بول اسب وجع المفاصل را نيك بود چون بر او نهى يا اندر او نشينند ، و بول سگ چون بر آزخ طلا كنند برود ، و بول جاموس چون با مرّ سوده در گوش افكند درد بنشاند چون از سردى بود ، و بول شب‌پرّه گرم و خشك است ، سپيده‌ى چشم ببرد ، بول خوك همچنين است ، ليكن خاصيتش آنست كه سنگ اندر خايه خرد بكند .

بزاق

بزاق « 2 » را مزاج مختلف است اندر جانور به مقدار جنسها و درستى و بيمارى ايشان ، و گرسنگى و سيرى ، و فضل حرارت و نقصان ايشان ، از قبل آنكه بزاق هر كه سير بود ضعيف‌تر از آن گرسنه و تشنه است ، و بزاق گرم‌مزاج قوىتر از آن سردمزاج و بزاق بناشتا شيرينه را ببرد ، و گر گندم بخايند بناشتا و بر جراحت نهند بپزاند و تحليل كند ، و طرفه را نيك بود و همه اثرهاى تاريكى از روى ببرد ، و بزاق مردم گرسنه زهر است همه جانوران زهردار را ، كه اگر مردى سخت گرسنه بود خدو بر عقرب افكند يا در دهان مار در وقتش بكشد ، و همچنين خدوى مردم اثرهاى ريشهاى بد ببرد .
هامش
( 1 ) - نص : بشد بود . ( 2 ) - بضم اول آب دهان كه به فارسى خدو و خيو گويند .