بايد كردن از خوردنش كه باشد كه تشنّج برافكند ، و موسى پسر سنّان حرّانى « 1 » گويد كه خاصيت وى اسهال سودا و صفراى سوخته است ، و بهترين سياهش تازهتر بود ، آنكه نه سطبر باشد و نه باريك ، وسواس سودايى را سود كند ، و بهق سياه را ، و كلف و جذام را ، و آنچه به اين ماند و شربتى از او نيم درمسنگ است تا نيم مثقال ، با مطبوخ افتيمون و غاريقون « 2 » و اسطوخودوس ، و مضرّتش همسنگ وى فوتنج « 3 » و سعتر ببرد ، و خربق سياه بقول يوحنّا « 4 » صفرا را اسهال كند و اسهال اوى از اسهال سقمونيا « 5 » بيشتر است ، و اندر علتهاى تيز و ديرينه بخورند آن را كه داروى مسهل به كار آيد مر سودا را چنان كه ديوانگان را ، و صداع و شقيقه و مادّههايى كه فرا چشم آمده باشد « 6 » ، و درد سينه را منفعت كند ، و تن را پاك گرداند و رحم و مثانه را ، و همه بيماريهاى ديرينه را كه اندر شش بود و يرقان و حصف « 7 » و خنازير و ماشرا « 8 » و نمله « 9 » و تقشرّ « 10 » را سود كند و همه تن را بىرنجى بپردازد ، و اوّل كار بر صفرا كند ، آنگه بر سودا تا انگه كه بىرنجى همه تن بپردازد ،
هامش
( 1 ) - ظاهرا پسر ابو سعيد سنان بن ثابت بن قرهء حرانى طبيب مخصوص مقتدر و قاهر است كه در سال 331 وفات يافته و صاحب تصنيف و ترجمهء بسيار بوده است .
( 2 ) - چيزى مانند ريشهء پوسيده كه در جوف بعضى درختان سالخورده پوسيده از قبيل درخت انجير و جميز بوجود مىآيد و يا خود ريشهء آن درختان است كه پوسيده باشد .
( 3 ) - معرب پودنه و در نص فوينج نوشته شده است و نسخهء چاپى هم تقليد كرده است .
( 4 ) - ظاهرا يوحنا بن ماسويه سريانى نصرانى است كه خلفاى عباسى را از رشيد تا متوكل خدمت كرده و رشيد رياست مترجمين كتب طب را به او محول داشته بود .
( 5 ) - بفتح سين شيرهء گياهى پرشير است كه در كوهستان و سنگلاخ مىرويد . ت .
( 6 ) - نص : آمد باشد .
( 7 ) - بفتح اول دانههاى كوچك سرتيز كه بر ظاهر بدن برآيد .
( 8 ) - ورمى كه از تركيب خون و صفرا در روى و سر حادث شود .
( 9 ) - دانهيى ناشى از صفرا كه با سوزش و لهيب از بدن برآيد و جايش اندكى ورم كند و به اطراف دود مانند مورچه و آن را اگر سبب تقرح بدن نيز بشود اكاله و گرنه ساعيه گويند .
( 10 ) - پوستهپوسته شدن .