و جوهر آن بود كو جاى رنگست * سبك باشد همى گرنه بسنگست
( 11 )
سيه خلفه كه برجوشد ز مىروى * ترش آيد از آن خلفه همى بوى
( 4284 )
36 - آوردن « مى » به اول فعل مركّب :
بسيرى گر كسى مى رگ گشايد * به دو بر درد و علّتها فزايد
( 3196 )
و گر كس را بنوبت مىتب آيد * و تب گاهى بروز و گه شب آيد
( 4291 )
37 - آوردن « همى » بجاى « مى » استمرارى :
و گر هربار بر حال نخستين * همىآيد ندارد هيچ تسكين
( 4293 )
38 - استعمال « كجا » بجاى « كه » :
همين چيزى كجا بينى سپهرست * كه جاى گردش ماهست و مهرست
( 36 )
39 - به كار بردن مصدرهايى نظير :
آغاردن ، آهنجيدن ، انبويانيدن ، برپوشيدن ، فروافتيدن ، فرواوفتيدن ، آويختن ( - گرفتن ) . چكانيدن ، درچكانيدن ، خواب ديدن ( - نزديكى كردن ، محتلم شدن ) ، خون بردويدن ( - جارى شدن خون ) ، درودن ( - از بين بردن ) ، راه دادن ، راندن ( - سخن گفتن ) ، راه آوردن ، زخم رفتن ( - زخمى شدن ) ، سپاردن ( - مخلوط كردن ) ، اضافه كردن ، سگاليدن ، شكسته داشتن ( - كم كردن ، غلبه كردن ) ، شورانيدن ، فروهشتن ، كوبانيدن ، گزاييدن ( - گزيدن ) ، گزاييدن ( - ضرر رسانيدن ) ، نوشتن ( - نورديدن ) ، نيوشيدن ، هشتن ( - رها كردن ، ترك كردن ) ، يازيدن .