بازو جدا مىشود و نيز براى بخشهاى درونى بازو شاخههايى كوچك از شاخه زير بغلى « 1 » جدا مىشود هنگام نزديك شدن شاخهى شانهاى و زير بغلى در كنار بند آرنج شاخههايى بسيار از آن جدا مىگردد كه يكى از شاخههاى رگ شانهاى با شاخهاى از رگ زير بغلى درهم مىشوند و پايين مىآيد و در نزديكى آرنج نام اكحل « 2 » را به خود مىگيرد .
دومين شاخهى رگ شانهاى از بخش رويى بازو گذر كرده ، بر زند زبرين سوار مىشود و نام حبل الذارع « 3 » به خود مىگيرد . شاخهاى ديگر « 4 » از رگ زير بغلى كه جايش پايينتر است از درون بازو گذر مىكند تا به سر زند زيرين مىرسد . يكى از رگهاى جداشده از آن شاخهايست كه به ميان انگشت كوچك ( خنصر ) و دومين انگشت كه ميان انگشت كوچك و ميانه ( بنصر ) است مىرود و أسيلم « 5 » ناميده مىشود .
شاخهاى كه به سوى اندامهاى زيرين مىرود ، بر مهرههاى پشت سوار شده و رو پايين روان است و شاخههايى از آن جدا مىگردد كه يكى از آنها به چينهاى گرده « 6 » و نيامهاى آن و اندامهاى نزديكشان مىرود و آنها را مشروب مىسازد .
از اين شاخه ، دو رگ بزرگ جداشده به درون گرده روان است . و سپس شاخهى ديگر از آن جدا شده به خايهها « 7 » مىرود . پس از آن در كنار هر دو رگ آن از دو سو جدا مىشود و اندامهاى نزديك به خود را كه برخى درونىاند چون پيشآبدان و زهدان و گروهى كه سطحىترند چون پوست و نيامهاى شكم و تهيگاه را تغذيه مىنمايند . اين راه ادامه مىيابد تا آن كه به مهرهى پايانى مىرسد دو بخش شده يكى به پاى راست و ديگرى به پاى چپ مىرود . « 8 »
باز شاخههايى از آن جدا مىشوند به ماهيچههاى ران « 9 » مىروند شاخهى سطحى رويين و شاخه عمقى ماهيچههايى كه در ژرفا قرار گرفتهاند را مشروب مىسازند .
هامش
( 1 ) .Axillary V .( 2 ) .Radial V .( 3 ) .Brachial V .( 4 ) .Median cephalic V .( 5 ) .Dorsal venous of hand( 6 ) .Renal V .( 7 ) .Testicular orarian V .( 8 ) .Great saphenous V .( 9 ) .Femorol V .