رگها : « 1 »
[ سياه رگها ]
همه ( سياه ) رگها از برآمدگى جگر مىرويند . جگر ، درونى گود ( كاو ) و برونى برجسته ( گوژ ) دارد . از برجستگى آن رگى بزرگ درمىآيد . اندكى پس از بيرون آمدنش دو بخش مىشود .
يكى از آنها كه بزرگتر است به پايين تن مىرود و اندامهاى قرار گرفته در آنجا خون مىرساند . شاخهى دومى به بالا مىرود و اندامهاى بالايى را خون مىدهد شاخهى بالايى در هنگام گذار به ديافراگم مىچسبد و در آنجا دو شاخه مىشود و براى تغذيهى ديافراگم در آن پراكنده شده ، سپس در آن رخنه مىكند . در هنگام گذر كردن ، شاخههايى نازك از آن جدا شده به نيام دو نيم « 2 » كنندهى سينه و نيام دل « 3 » و غدهى توثه « 4 » رفته و در آنها پخش مىشود و ما آن را در كالبدشناسى هركدام يادآورى كردهايم ،
هامش
( 1 ) . آنچه رازى درباره رستنگاه رگها و چگونگى پخش شدن آن در سرتاسر تن بازگو مىكند ، برگرفته از دانش پزشكى كهن يونان به ويژه بر پايهى ديدگاه جالينوس مىباشد و اين آگاهىها نسل به نسل ميان پزشكان چرخيده تا به رازى و پس از او به سدهى هفدهم مىرسد كه پزشك انگليسى « هاروى » ( 1578 - 1657 م )William Harveyنظريه سيستم گردش خون را در 1616 تنظيم مىكند و سپس در 1628 م با نام حركت خون در قلب جانوران سيستم گردش خون را كشف مىكند . پيش از او دانش كالبدشناسى بسيار نارسا و ناتوان بوده است . زيرا از يك سو كالبدشكافى آدميان از كارهاى ناپسنديده و نادرست در بيشتر سرزمينها به ويژه سرزمين اسلام بوده است ، ازاينرو پزشكان كهن جانداران ديگر را براى اين كار برمىگزيدند به ويژه ميمون را كه با آدمى همانندىهايى بسيار داشته است را جايگزين آدمى براى اين كار مىكردند ، و يا برخى از پزشكان جسورانه و پنهانى با اين كه ترس بسيار از رسوايى و اتهام كفر داشتند به كالبدشكافى لاشهى آدمى روى مىآوردند . از سوى ديگر ابزار و وسايل بسيار ابتدايى كه در كار ، به كار مىرفت ، همه و همه سبب مىشد كه اين دانش در بيشتر كانونهاى علمى دانشگاهى آن دوره بسيار نارسا و گاهى نادرست جلوه نمايد . بههرحال بر آراى رازى درباره روييدن رگها از جگر و سپس پخش شدن آن در همه تن توسط « هاروى » مهر نادرستى زده مىشود . البته گفته مىشود پژوهشگرى گمنام و جوان در پى جستجويش در كتابخانه بزرگ اسكوريال مادريد بگونهاى اتفاقى به كتابى از ابن نفيس علاء الدين بو الحسن علىپور بوحزم ( د 687 ق ) برمىخورد كه چندين سده پيش از هاروى ، پى به شناخت گردش خون برده بوده است . ( پژوهشگر كتاب )
( 2 ) .plevers( 3 ) .pericardial( 4 ) . توثه : متن - گويا نوشتار رونويسكننده و يا رازى نادرست بوده است . توثه گونهاى بواسير است . ( بحر الجواهر )Prostate( معجم حتى )Thymus gland( قاموس القانون )